آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

285

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

دستار روحانيون به‌ويژه حافظين « 1 » مانند ساير اجزاء لباس آن‌ها سفيد است . از پشت منديل برخى « 2 » دنباله‌اى به طول نيم‌ساعد آويزان است . سيدها « 3 » كه خود را از دودمان حضرت محمد ( ص ) و از اخلاف او مىدانند بايد بر دستار خويش دنبالهء سبز رنگى داشته باشند ، گرچه برخى از آنان از راه فخرفروشى و تظاهر چنين دنباله‌ئى را بر دستار خود دارند . بعضى از ايرانىها و نيز بزرگان و سرشناسان كلاه‌پوست بر سر دارند كه بر درون و برون آن پوست گوسفند بخارائى با پشمى مجعد كشيده شده است . اين منديل و كلاه را زمستان و تابستان بر سر دارند و سبب شگفتى است كه چگونه مىتوانند در تابستان آن‌چنان گرم اين‌چنين دستار و كلاهى را بر سر تحمل كنند . از آنجا كه سر آنان به كلاه و دستار عادت كرده ، لذا حساس و ضعيف شده است و تحمل سرما را ندارد . كلاه و دستار خود را نه هنگام عبادت و نه در برابر بزرگان حتى شاه نيز از سر برنمىدارند و در عوض دستان خود را به علامت اداى احترام بر سينه مىگذارند . ايرانيان كت بلندى از كتان يا ابريشم به رنگ‌هاى گوناگون بر تن دارند كه تا ماهيچه وسط ساق پاى آنان مىرسد . اين كت معمولا با نقشى از گل ، باسمه و يا نقاشى شده است . به دور كمر خود چارگزى « 4 » كه چهار ساعد درازا دارد - مىپيچند و چنانچه تا حدى ثروتمند باشند روى آن چارگزى قشنگ ديگرى از ابريشم كه شال « 5 » نام دارد مىبندند . درون چارگزى برخى خنجر ، چاقو و دستمال مىگذارند ، حال اگر كسى محرر باشد وسايل تحرير از قبيل قلمدان ، سنگ چاقو تيزكنى و كاغذ براى نوشتن را در شال خود قرار مىدهد ، درست مانند روس‌ها كه

--> ( 1 ) - Hafis - سفرنامه كمپفر صفحه 130 : « حافظين : حافظ به روحانئى گفته مى - شود كه در معابر براى مردگان و شادى روح آن‌ها قرآن مىخواند . » - م . ( 2 ) - اين دنباله را اهالى بومى سيستان و بلوچستان و برخى جاهاى ديگر هنوز بر دستار خود دارند - م . ( 3 ) - Said ( 4 ) - Tzar Kesi - بنابراين هرگز برابر با يك ساعد بوده است - م . ( 5 ) - Schal