آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
19
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
كشتى دوباره سوراخ مىشود و آب به درون آن جريان مىيابد ، به طورى كه مجبور مىشوند مرتبا تلمبههاى تخليه را به كار گيرند ، به فكرشان مىرسد كه قايقى را با چند نفر روانه ساحل ايران كنند و كمك بياورند ولى در همان موقع دو قايقران ايرانى كه كدخداى ده از ساحل فرستاده بود با مقدارى سيب به عنوان تعارف نزد آنها مىآيند و اظهار مىدارند كه مىخواهند به سرنشينان كشتى كمك كنند . سفير و چند تن ديگر از جمله نويسنده با اسناد و اشياى گرانبها سوار قايق اين دو ايرانى مىشوند و به طرف خشكى روانه مىشوند . كدخدا كه با چند نفر از افرادش در ساحل به انتظار ايستاده بود ، اسب خود را براى آوردن آلمانىها به سوى قايق مىآورد و آنها را يكىيكى به خشكى مىرساند ، زيرا به علت سنگى بودن كف دريا در نزديكى ساحل ، راندن قايق تا لبه خشكى خطرناك بود . به اين ترتيب افراد كميته پاى به خاك ايران مىگذارند و كشتى را كه ديگر به كار نمىآمد به سوى ساحل مىكشند . و اما دربارهء اين كتاب : همانطور كه قبلا نيز اشاره شد بسيارى از آگاهىهاى امروز ما از دوران صفويه مربوط به سه سفرنامهء شاردن ، تاورنيه و كمپفر است . سفرنامهء الئاريوس نيز كه براساس مشاهده و تجربه استوار است و مىتواند مرجع مهمى براى ارباب پژوهش و مورخين باشد ، مكمل سه سفرنامه ياد شده است . والترهينتس در مقدمهء خود بر سفرنامهء كمپفر چنين مىنويسد : « آدام الئاريوس دانشمندى بوده با معلومات زياد وحدت ذهن فوقالعاده تا جائى كه حتى شخصى مانند گوته در ديوان شرقى خود او را مورد تمجيد قرار ميدهد و او را « مرد كارآمدى » مىنامد كه « براى ما از سفر خود گزارشهائى سخت آموزنده و محظوظ كننده » باقى گذارده است . از اثر بسيط وى كه تا به حال به صورت مكرر چاپ و ترجمه شده است به حق بايد تحرير تازهئى انتشار داد . اين كتاب مجموعهء