آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
251
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
نمىشناسند ، ارزن ، عدس ، لوبيا و نخود بسيار كشت مىكنند . ايرانىها نيز مانند ما كنجد « 1 » زيادى زراعت مىكنند و از دانه آن روغن شيرين و مطبوعى مىكشند كه آن را شيربخت « 2 » مىنامند و براى پختن غذا به كار مىبرند . دهاتىها دانهء كنجد را با كشمش سياه و نخودچى مخلوط مىكنند و به عنوان شيرينى مىخورند . پنبه تقريبا در تمام ايالات به عمل مىآيد . بوته پنبه به بلندى يك ساعد مىرسد . برگ آن شبيه مو ولى بسيار كوچكترست ، بر نوك بوته قوزهاى به بزرگى يك فندق ديده مىشود . وقتى پنبه رسيد ، قوزه در چهار يا شش جا شكاف برمىدارد و از لاى آن الياف پنبه بيرون مىزند ، اين الياف را مىريسند و از آن انواع گوناگون پارچهء پنبهئى مىبافند و غير از اين به مصارف ديگر مىرسانند و با آن معاملات عمده انجام مىدهند . چند شهر و دهكده وجود دارد كه اهالى آنجا فقط از كشت پنبه امرار معاش مىكنند . در گيلان پنبه نمىرويد و به جاى آن كتان « 3 » كشت مىكنند و از الياف ساقهء آن پارچهاى براى تهيهء پيراهن مىبافند .
--> ( 1 ) - Kuntzut ( 2 ) - Schirbacht - به صفحه 81 كتاب « آشپزى در دورهء صفوى » رجوع فرمائيد - م . ( 3 ) - اصل : Kattun