آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
240
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
راست درى است كه به باغ بزرگى باز مىشود . در ميان اين باغ عبادتگاه كوچكى قرار دارد . اين باغ يك بستخانه يا پناهگاه بزرگ است كه آن را آلاكاپى « 1 » يا « دروازه خدا » مىنامند . مقروضين ، قاتلين و ساير خلافكاران به اينجا پناهنده مىشوند و تا زمانى كه بتوانند با هزينه شخصى در آنجا بمانند از مجازات مصونند ، ولى دزدان را اجازه نمىدهند كه به مدتى طولانى در اينجا بمانند . زمانى كه ما در اصفهان بوديم يك « سلطان » كه مورد بىمهرى شاه قرار گرفته بود و مىترسيد كه زندگى خود را از دست بدهد با كسان خود زير خيمهئى در همين باغ بست نشسته بود ، در قسمت جنوبى ميدان مسجد بزرگ « 2 » و فوقالعاده عالى و باشكوهى قرار دارد . غير از اين در اصفهان مساجد و عبادتگاههاى بسيارى هست . در قسمت شمالى ميدان چند ميخانه ديده مىشود . شيرهخانه « 3 » همان پياله فروشى و ميخانه است كه در آن معمولا افراد بىسر و پا مىنشينند و در برابر آنان سور كرها « 4 » يا پسربچههاى رقاص با حركات و نمايشهاى شهوتانگيز مىرقصند . زمانى كه احساسات شهوانى مشتريان به جوش آمد و شراب كار خود را كرد با يكى از اين پسربچهها به گوشهاى مىروند و يا اينكه به فاحشهخانههاى عمومى شهر سر مىزنند . در چاى چتائىخانه « 5 » آب داغ « 6 » ناشناختهئى مىنوشند . از اين نوشيدنى بسيار
--> ( 1 ) - Allakapi در مورد اين محل به پانويسهاى پيشين رجوع فرمائيد - م . ( 2 ) - منظور مسجد شاه اصفهان است - م . ( 3 ) - Schire Khane ( 4 ) - Surker - شايد « سورگر » به معناى عمله مهمانى [ سور ] باشد - م . ( 5 ) - Tzai Chattai Khane - « چتائى منظور چين است . و - آ » بنابراين مى - توان از اين « چاىخانه چينى » را استنباط كرد - م . ( 6 ) - معلوم مىشود كه در نيمه اول قرن هفدهم هنوز « چاى » در اروپا شناخته شده نبوده است - م .