آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
229
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
محتمل بود متهم شبانه از بست خارج شود و به جاى ديگر برود ( بروگمان يك ارمنى را به عنوان نمايندهء خود نزد برنولدى فرستاده بود كه با توسل به حيله از نقشه و تصميم وى آگاه شود ) بروگمان بيست نفر سواره و پياده را مسلح كرد و اواخر شب آنان را با فانوس و مشعل به مقابل دروازهء قصر شاهى فرستاد تا شخص فرارى را زنده يا مرده از بستخانه بيرون بياورند . بروگمان به خطرات ناشى از اين كار كه توسط سفير كروسيوس به وى گوشزد شده بود و امكان داشت براى همهء ما درد سر ايجاد كند اعتنائى نكرد . وقتى افراد بروگمان به مقابل دروازه كاخ رسيدند ( شايد بيش از بيست نفر را براى اين منظور جمع كرده بود ) و حالت تعرضى به خود گرفتند و به هشدارهاى نگهبانان قصر توجهى نكردند و حتى نسبت به شاه كه از همهمه و سر و صدا بيدار شده بود و مىخواست از وقوع جريانات ناگوار جلوگيرى كند نيز اعتنائى نشان ندادند ، دروازهاى كه اگر انسان از آن رد مىشد ، به آزادى مىرسيد و تا آنجا كه مردم به ياد داشتند هيچگاه بسته نشده بود ، به دستور شاه بسته شد . اين كار آنچنان شاه را ناراحت و عصبانى كرده بود كه روز بعد به مشاوران خود گفته بود كه از دست آلمانىها نمىتواند شبها در آرامش و امنيت استراحت كند و اگر دستور نداده بود در بستخانه را ببندد اصفهان يا جاى شاه بود و يا جاى سفراى آلمانى . بروگمان ديگر بار دست به عملى زد كه سبب ناراحتى شاه شد ، به اين ترتيب كه از ورود مأموران « 1 » شاه به خانهء دختران باكره « 2 » ارمنى ( كه بسيار اتفاق افتاده است ) جلوگيرى كرد . جريان از اين قرار بود كه وقتى مترجم ارمنى بنام شوان ( كه مرد ابلهى بود ) با ناراحتى نزد بروگمان آمد و شكوه كرد كه در جريان بازديد مأموران
--> ( 1 ) - اين مأمورين كسانى بودند براى حرمسراى شاه دختران باكره و زيباى ارمنى را شكار مىكردند - م ( 2 ) - Schuan