آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
223
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
حكايت مىكند كه انسان را به تأمل و تفكر وامىدارد : شاه يك زمان كه حالى خوش داشته ، براى اينكه مراحم خاص خود را به الياس بك نشان دهد از او مىخواهد كه به دين محمدى ( ص ) بگرود و بگذارد كه او را ختنه كنند . الياس بك در پاسخ از سر شوخى مىگويد ، « اين كار زمانى انجام خواهد شد ، الحال شاهنشاه از سر شوخى چنين فرمانى صادر مىفرمايند » . موضوع به دست فراموشى سپرده مىشود ، تا اينكه شاه به مناسبت خاصى كسى را نزد الياس بك مى - فرستد و با توجه به شوخى گذشته از او مىخواهد كه ختنهاش كنند ، الياس بك از فرمان شاه سرباز مىزند ولى بالاخره او را به زور ختنه مىكنند ، اما الياس بك باطنا يك مسيحى متعصب باقى مىماند . او با اينكه طبيعتا انسانى شاد و سرحال به نظر مىرسد ولى هنوز از ته قلب از اين موضوع ناراحت و دژم است .