آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
181
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
جلوگيرى مىكرد قطع كردند ، او را بر زمين انداختند و به پشتبام يعنى جائى كه حياط خانه سفراء را به خوبى مىتوانستند زير آتش بگيرند رفتند . در حياط كسى نبود . چند نفر از ما نيز پشتبامها پناه بردند و با برترى كم و بيشى كه داشتند توانستند چند نفر از هندوان را هدف قرار دهند . تيرى كه از سلاح كمرى ماندلسلو خارج شد ، فرمانده مهم و دوست نزديك سفير هند را به زمين انداخت . تودهاى بزرگ از آنان بالاخره با فشار وارد حياط شدند و شروع به خرد كرهن آنچه كه دم دستشان مىرسيد كردند . آنها تشنه خون ما بودند و كوشش داشتند كه خون همه ما را بريزند . سفرا كه خطر بزرگى را در برابر خود ديدند ترجيح دادند كه فرار كنند ، بنابراين ديوار اطاق خود را كه به خانه همسايه متصل بود خراب كردند . ارامنه به آنها كمك كردند و حتى نردبامى نيز تهيه ديدند و به ديوار مشترك حياط و كليسياى جنب منزل قرار دادند تا هنگام خطر جدى سفرا و ديگران بتوانند از آن بالا روند و به محل امنى در كليسا وارد شوند . ارامنه در هنگام نياز و خطر افرادى وفادار و خدمتگزار بودند . وقتى كه ديوار را سوراخ كرديم به باغ زيبا و قشنگى پا نهاديم ، ولى از ديدن اين باغ احساس خوشى به ما دست نداد ، زيرا يكى از افراد ما از فراز برج طلائى هدف قرار گرفت و كشته شد . همان موقع كه با نگرانى در باغ ايستاده بوديم و نمىدانستيم كه فرجام كار چه خواهد شد ، افسر عالىرتبهاى كه از طرف شاه فرستاده شده بود رسيد و آرامش را برقرار كرد . سر و صدائى كه ناشى از اين زد و خورد بلند شده بود و نيز روال ماجرا ، شايعات گوناگونى را در شهر پراكنده و سبب شده بود اهالى كه تاكنون چنين شورش و غوغائى را نديده و نشنيده بودند دچار اضطراب و هراس شوند و شهر به جنبش درآيد شاه ابتدا توسط فرماندهء نظامى از هندىها خواسته بود كه رعايت نظم و آرامش را بكنند ، ولى وقتى كه نه هندوان و نه سفراى ما به خواسته افسر ايرانى اعتناء نكردند ، شاه دوباره چند صد نفر سوار مجهز و مسلح را به كمك او فرستاد كه در جريان زد و خورد مداخله و آرامش را برقرار كنند . همراه اين سربازان ، جمعيت نيمى از