آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
179
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
در بيان اين ماجرا چه چيزهائى گفته شده معلوم نيست ، فقط مىدانيم كه بدن او را به پاى اسب بستند و اسب را هى كردند . پترولتر « 1 » كه انسانى نجيب و آرام بود ، اين چنين توسط هنديان جنايتكار به پايان زندگى خود رسيد و بدون شك باقى مانده جنازه او طعمه سگهاى وحشى و گرسنه شده است . وقتى كه خبر اين جنايت به ما رسيد ، دريافتيم كه بايد از اقامتگاه خود دژى مستحكم بسازيم و بيشتر هشيار باشيم . براى اينكه احتياط بيشترى انجام دهيم تصميم گرفتيم كه همگى در حياط اقامتگاه سفرا گرد آئيم . مأمور سفرا نتوانست به تندى نزد ما بيايد ، زيرا خيابانى كه اقامتگاه فرستادگان در آن قرار داشت توسط هندىها چنان محاصره شده بود و پيوسته تيراندازى مىشد كه هيچكس بدون مواجهه با خطر قادر به نزديك شدن نبود و چون به طور پراكنده از يكديگر قرار داشتيم ، بين بيم و اميد به سر مىبرديم و تصميم گرفتيم چند تن نزد سفرا بروند . اقامتگاه فرستادگان در كوچهء تنگى قرار داشت ، از اين كوچه گذشتيم و چند نفر از ما توانستند از گوشهئى خود را به درون منزل سفرا برسانند ، ولى چند تن از آنها به طرز مرگبارى آسيب ديدند . من نيز همينكه خواستم به طرف در منزل بپرم از كنار صورتم تيرى صفيرزنان گذشت و به ديوار فرورفت . تير آنها از نى باريك و به سبك هندى داراى پيكانى آهنين و دو شاخه ، خوشدست و نافذ بود . غير از اين سلاح ، تفنگ لوله دراز ايرانى داشتند كه مىتوانستند با آن گلولههاى كوچك را دقيقا و به طور مطمئن به هدف بنشانند . وقتى كه مجبور شديم در اين جنگ پيشبينى نشده شركت كنيم ، چند نفر از افسران با سربازان و تعدادى از همراهان ديگر ما به منظور دفاع پشت در و پنجرهها سنگر گرفتند و با تفنگ شروع به تيراندازى به طرف هندىها كردند ، حتى با توپ نيز يك گلولهء سنگى به سوى آنها انداختند . اينجا برترى با هنديان بود ، زيرا پشت ديوارى كه باغ را محصور كرده بود سنگر گرفته و سوراخ - هائى براى تيراندازى در آن ايجاد كرده بودند و ما نمىتوانستيم به سادگى آنها را
--> ( 1 ) - Peter Wolter