آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

176

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

مردم براى ديدن ما اكثرا بر بام خانه‌ها جمع شده بودند گذشتيم ، ما را از برابر كاخ سلطنتى واقع در ميدان شهر گذراندند و به محله جلفا « 1 » كه ارامنهء ثروتمند در آن‌جا سكونت دارند بردند و اسكان دادند . هنوز كاملا جابه‌جا نشده بوديم كه مهماندار ويژهء فرستادهء شده از سوى شاه با پيام خوش‌آمد وى رسيد . در اطاق مخصوص سفرا چندين سفرهء ابريشمين قشنگ پهن كردند و بر روى آن مرباى هندوانه ، ليمو ترش ، به ، گلابى و چند نوع شيرينى ناشناخته و نيز ميوه‌هاى تازه كه در سى و يك ظرف طلا جا داده بودند چيدند . پس از ساعتى ، خدمهء ديگرى آمدند و دوباره سفره‌هائى ديگر آماده كردند و بر آن غذاهائى از قبيل برنج‌هاى مختلف رنگارنگ و دم‌كشيده ، گوشت گوسفند پخته و كباب شده ، مرغ ، ماهى . تخم‌مرغ و نان‌هاى بسيار و گوناگون گذاشتند . اين غذاها درون ظرف‌هاى بزرگ گران‌وزن و زرين كه تعداد آن‌ها به پنجاه عدد مىرسيد جاى گرفته بود ولى ظرف‌هاى كوچك و بشقاب همراه آن نكرده بودند . پس از صرف غذا نماينده حكومت هلند بنام نيكلاس ياكوب اورشى « 2 » ( اين شخص بعدها فرمانده قلاع و استحكامات سيلان « 3 » شد ) كه در اصفهان اقامت داشت ، پيكى نزد ما فرستاده بود تا بگويد كه مايل است به ملاقات آقايان سفرا بيايد و ضمن نوشيدن شراب با آنان ، خيرمقدم بگويد . با اينكه سفرا عذر آوردند و گفتند كه چون اثاثه خود را باز نكرده‌اند ، ترجيح مىدهند كه اين ملاقات روز ديگر انجام گيرد ، لكن او با خشونت وارد شد ، گستاخانه شروع به صحبت كرد و گفت كه از طرف دولت متبوع خود دستور دارد در كار وظايف ما مداخله و نظارت كند و گرچه خود را دوست ما مىداند ولى مأموريت ما را خلاف مصالح خود مىداند و ميل زيادى

--> ( 1 ) - Tjolfa ( 2 ) - Nicolas Jakob , Overschi ( 3 ) - Seilan