آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

171

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

مجراى ادرار دفع مىشود . بيمار با اين شيوه معالجه مىگردد ، لكن تا چند سال بعد نيز در مواقع معين به سبب باقىبودن مقدارى زهر در بدن احساس درد و تهوع مىكند . مايه شگفتى است كه گوسفندان آنان همواره در جستجوى انگورك هستند و با اينكه آن را مىبلعند ولى هيچگونه زيان و آسيبى نمىبينند . از آن‌جا كه انگورك فقط در دشت و صحرا لانه مىگذارد و زندگى مىكند ، فقط كسانى كه در بيرون شهر مشغول كارند و يا در آنجا مىخوابند مورد تهديد گزش آن هستند نه افرادى كه در شهر اقامت دارند . تنها كسانى در شهر ممكن است توسط اين حيوان گزيده شوند كه براى تأمين مواد سوختى و يا ساختن سقف و بام منزل خود از بوته‌هاى بيابان استفاده مىكنند ، زيرا همراه اين بوته‌ها امكان دارد انگورك وارد محل زندگى آنان شود و به افراد منزل آسيب رساند ، كمااينكه تاكنون نظير اين اتفاق بسيار ديده شده است . در كاشان مىبايست گرماى شديدى را تحمل كنيم ولى باوجود اين ، حال بيماران رو به بهبودى رفت و توانستند دوباره بر اسب سوار شوند . روز بيست و ششم ژوئيه مجددا آمادهء سفر شديم و همزمان با برآمدن ماه كه در آن وقت قرص تمام بود شهر را ترك گفتيم . در اين شب شش مايل پيموديم تا به كاروانسراى خواجه كاظم « 1 » رسيديم ، چون اين كاروانسرا كمى كوچك و كثيف بود ، لذا در باغ بزرگ و زيبائى كه در كنار آن كاروانسرا قرار داشت جاى گرفتيم و در سايه درختان بلند سرو و انار كه از ميان آن‌ها نهرى با آب زلال از پستى و بلندى جارى بود و آواى خوشى داشت مشغول استراحت شديم . بيست و هشتم همين ماه به شهر كوچك ولى زيباى نطنز « 2 » رسيديم و در

--> ( 1 ) - اصل : Chotza Kassim - شايد هم خواجه قاسم - م . ( 2 ) - Natens