آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

165

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

فصل شانزدهم - ورود به كاشان « 1 » ، شرح ويژگىهاى اين شهر و ادامهء مسافرت تا دار السلطنهء اصفهان « 2 » . در روز ياد شده به يك چهارم مايلى كاشان رسيديم و از آنجا كه كمى زود بود ، لذا مىبايست دو ساعت منتظر بمانيم تا داروغهء كاشان براى بردن ما به شهر از آنجا خارج شود . او با پنجاه نفر سوار در حالى كه چندين رأس اسب خوش هيكل را با پوست‌هاى زيباى حيوانات بر پشت يدك « 3 » مىكشيدند به سوى ما آمدند . هنگام استقبال و خوش‌آمدگويى طبالان و نىلبك‌زن‌ها در برابرمان مىنواختند . نرسيده به شهر دو گاو نر سياه و جالب توجه هندى را كه بر گردنشان زنگوله‌ئى آويزان بود و با دسته‌هاى پر پرندگان آنان را زينت داده بودند ، براى تماشا به نزديك ما آوردند و در خانه‌هاى زيبا و خوش ساخت كه اطاق‌هاى آن‌ها به طرزى جالب آراسته شده بود جاى گرفتيم . شهر را بر درازا ساخته‌اند و از خاور به مسافت بيش از نيم مايل به سوى باختر

--> ( 1 ) - Kashan ( 2 ) - Isfahan ( 3 ) - اسب‌هاى « يدك » در اين‌گونه مراسم ، اسب‌هاى تشريفاتى بوده‌اند - م