آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

161

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

به طورى كه بايد با پيمودن چند پله به آنجا صعود كرد . اينجا و آنجا نوشته‌هائى ديده مىشد كه مسافران بر ديوار گچى اطاق‌ها كنده بودند . سه ساعت پيش از فرورفتن خورشيد از كاروانسرا بيرون رفتيم و همان شب نه مايل راه پيموديم تا به شهر سبا رسيديم . چون قبل از پديد آمدن روز به آنجا رسيده بوديم ، بنابراين در صحرا اطراق كرديم تا اينكه پس از برآمدن آفتاب به استقبال ما آمدند و به شهرمان بردند . اين شهر بر روى دشتى هموار قرار دارد . سوى راست آن رشته كوه الوند ديده مىشود كه بسيار بلند است و با ستيغ و قلل نوك‌تيز خود را آراسته و جالب توجه كرده است . دور تا دور شهر سبا را كه چندان بزرگ نبود ، ديوار گلى در بر گرفته بود ، خانه‌ها فرسوده و به سان خرابه‌اى مىنمود . بهترين و آبادترين نقطهء اين شهر باغ‌هاى آن بود كه با سليقهء خاصى ، درختان بزرگ انار و بادام در آن كاشته بودند . نزديك شهر در دامنه كوهستان پنبه و برنج به وفور كشت مىشود . برنج غذاى اصلى اهالى را تشكيل مىدهد . ما فقط روز را در آنجا گذرانديم و شب دوباره حركت گرديم . سحرگاه روز هجدهم ژوئيه به كاروانسرائى رسيديم كه در شش مايلى بيرون شهر سبا قرار داشت . هوا فوق العاده گرم بود و ما با اينكه فقط پيراهن به تن داشتيم ، آن را تحمل نمى - توانستيم كرد . زمين اين منطقه از شن و خاك نرم و چنان داغ بود كه با پيمودن شش قدم پاى انسان مجروح مىشد . چند نفر از همراهان ما خيمه بر صحرا زدند ، به اين اميد كه با كوران هوا در جاى خنك‌ترى استراحت كنند ، اما وقتى كه آفتاب نيمروز پديد آمد ؛ حتى باد آن‌چنان گرم شد كه به نظر مىآمد از درون بخارى به بيرون مىوزد ، به هر حال ترجيح داديم كه از چادرها به كاروانسرا و اصطبل‌هاى آن‌كه هوا قابل تحمل‌تر بود ، پناه بريم .