آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

155

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

هلو ، زردآلو ، انار ، بادام و درختانى از اين قبيل به‌چشم مىخورد . ويژگى چهار راه‌هاى شهرى ديدنى بود ، زيرا درختان سروسهى و چنار را رديف و در كنار هم كاشته بودند و خطوط درازى كه از اين رهگذر ايجاد شده بود ، تصوير يك دورنما يا عمق ميدان زيبائى را به ذهن مىداد . قزوين داراى دوميدان به نام ات‌ميدان « 1 » و زنگه‌ميدان « 2 » بود . در اين دوميدان و بازارهاى ديدنى شهر كه در كوچه‌هاى سرپوشيده واقع بود ، تجارت و معاملات بسيارى انجام مىگرفت و انسان مىتوانست در مقابل پرداخت پول كم اجناس و كالاى مختلفى بخرد ، در آن‌جا بود كه من چند عدد سنگ فيروزه « 3 » كه از نيشابور « 4 » و به مقدار كم از فيروزكوه « 5 » مىآوردند ، با پرداخت يك عباسى برابر با هشت‌گروشن « 6 » و يا حداكثر نيم‌تالر خريدارى كردم . برخى از آن‌ها به‌اندازهء يك لوبياچيتى و داراى رنگ بسيار تندى بود . همينطور انسان مىتوانست ياقوت يا لعل را نيز با پرداخت پول اندكى بخرد . پس از فرورفتن خورشيد در قسمت شرقى ميدان ، سوداگران ديگر كالاى خود را به معرض فروش مىگذارند . اين‌ها عبارتند از تعداد زيادى قحبه‌ها « 7 » كه باروئى بسته ، رديف پشت سر هم نشسته‌اند و به فروش كالاى ننگين خود اشتغال دارند .

--> ( 1 ) - Atmaidan - به تركى معناى ميدان مالفروشان را مىدهد - م . ( 2 ) - Senkemaidan - احتمالا ميدان برده‌فروشان - م . ( 3 ) - Firuse ( 4 ) - Nisabur ( 5 ) - اصل : Firusku ( 6 ) - Groschen - سكه متداول در فرانسه و آلمان قديم . امروز به يكصدم شلينگ اتريش و سكه ده فنيگى آلمان‌غربى نيز اطلاق مىشود و اصطلاحى است براى كم‌بها دادن به چيزى و شايد واژه « قروش » در فارسى نيز ريشه از اين كلمه دارد - م . ( 7 ) - اصل : Kahbeha