آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

137

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

فصل دوازدهم - شرح مسافرت از اردبيل تا سلطانيه « 1 » پس از آنكه درست دو ماه تمام در اردبيل بوديم ، اول ژوئن مهماندار جديدى بنام عباسقلى بيك « 2 » كه از طرف شاه مأمور بود نزد ما آمد و خبر آورد كه بايد ما را ظرف چهل روز نزد شاه كه بىصبرانه منتظر ماست ببرد . از آنجا كه او مردى سالخورده بود براى اينكه بهتر به ما رسيدگى شود ، پسر خود را كه جوانى تنومند بود همراه آورده بود . نجف بيك « 3 » مهماندار قبلى از ما جدا شد و ما به عنوان سپاسگزارى و ارج نهادن به زحمات و خدمات وى چهار جفت پوست سمور روسى ، 9 ساعد پارچهء قهوه‌اى رنگ ، چهار ساعد اطلس اروپائى و چهار بطر براندى به او هديه

--> ( 1 ) - Sultanie - صفحه 218 و 219 كتاب تذكره جغرافيائى ايران : « در دورهء مغول پايتخت جديدى به اسم سلطانيه براى ايران به وجود آمد . . . . . بناى شهر در عهد ارغون خان شروع شد و در اوايل قرن چهاردهم ميلادى در زمان « الجايتو » به پايان آمد . بعد از تيمور شهر رو به انحطاط گذاشت و اهميت سابق خود را از دست داده بود . . . . در مسجد بزرگ كه از زلزله اوايل قرن نوزدهم صدمه‌هاى فراوان ديده ، قبر سلطان الجايتو كه بيشتر به اسم اسلامى خود يعنى « خدا بنده » معروف مىباشد واقع شده است » - م ( 2 ) - Abaskulibek ( 3 ) - Nedjefbek