آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

107

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

فصل هشتم - دربارهء رخدادهاى مدت اقامت در اردبيل و آنچه كه در آنجا ديديم روز دوازدهم اين ماه كلبعلى خان به همراهى چند نفر از كاركنان دربار خود براى ديدن سفرا آمد . او مراتب خدمتگزارى و صميميت خود را كه با كردارش عملا ثابت كرده بود ، به آنان ابراز داشت . همين امروز نيز مأمورى فرستاد تا شاه را از رسيدن ما به اردبيل آگاه سازد و اميدوار بود كه به محض دريافت دستور ، ما را روانه كند ولى به سبب طول كشيدن صدور دستور شاهانه از امروز تا درست دو ماه بعد در اردبيل معطل شديم . روز بيستم اسقفى از استحكامات مرزى « 1 » ايروان براى ملاقات با سفرا آمد . با ما بسيار دوستانه به گفتگو پرداخت و ضمن دادن اطلاعاتى يادآور شد كه ديرى را در دو مايلى استحكامات مرزى اداره مىكند و در آن چهارصد كشيش مشغول خدمت هستند ، او شاه ايران را از جهت اينكه با روحانيون مسيحى رفتارى خلاف ترك‌ها دارد ستود . جامعهء مسيحيت در آسيا تقريبا بزرگ است . روز بيست و پنجم آوريل يا برابر تقويم اعراب دهم ذى الحجه « 2 » ايرانىها

--> ( 1 ) - اصل : Eriwan ( 2 ) - Silhotzae