آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
94
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
به مدفن يك پاك مرد ايرانى بنام پيرمرد خان « 1 » در اطراف فاكرلو « 2 » رسيديم ، همانجا در بيابان ، زير گارىها بساط خود را پهن كرديم و شب بسيار بدى را گذرانديم ، زيرا تقريبا تمام شب هوا با رعد و برقهاى شديد ، طوفان ، باران ، برف و يخبندان همراه بود . بروگمان نيز از جهت اينكه قطعات فلزى مخصوص بستن اسبها به گارى را ايرانى همراه ما نكرده بودند . بسيار عصبانى بود و ما تازه در چنين وضعى دريافتيم كه بايد در آنجا آنقدر منتظر بمانيم تا اين بستها را براى ما بفرستند ، ولى بسبب نامناسب بودن محل توقف ، كه در آنجا نه انسان ، نه حيوان و نه آتش و هيزمى براى گرم كردن وجود نداشت و بايستى با لباسهاى خيس شب را بگذرانيم و بيماران و همراهان جوان ما قادر به مقاومت در برابر چنين وضعى نبودند به ناچار حركت كرديم و بعد از طى دو مايل از كنار كاروانسرائى كه طرف راست جاده قرار داشت گذشتيم و پس از دو مايل ديگر به انتهاى منطقه كوهستانى شماخى رسيديم . قسمت بالاى اين كوهستان را تپههاى كوتاهى پوشانده و زمين آنجا بسيار حاصلخيز است . در زمستان و بهار اكثرا باران و برف مىبارد و هوا ابريست . در انتهاى اين كوهستان منظرهء بسيار زيبائى ديديم ، زيرا دامنهء آنكه تا ده مايل مربع يا بيشتر مساحت دارد فاقد تپه و برآمدگى است . هواى صاف و درخشش خورشيد سبب شده است كه اين دامنه از علف و گياهان سبز پوشيده شود ، در حالى كه در قسمت بالاتر باران و برف اطراف ما را فراگرفته بود و انسان نمىتوانست جريان دو رودخانه مشهور ارس « 3 » و كر « 4 » را كه نويسندگان بسيارى از آنها ياد كردهاند ، با پيچ و خمهايشان كه بر روى نقشه جغرافيا كشيده شده است مشاهده كند . چند تن از ما جلوتر از اين كوه ، كه خاكش نرم و چندان سخت نبود ،
--> ( 1 ) - Pyr Mardechan ( 2 ) - Fakerlu ( 3 ) - اصل : Arax ( 4 ) - Kura يا Kur - و - آ .