حسين شهيدى مازندرانى

25

سرگذشت تهران ( فارسى )

چال خاك برداشتند : چال ميدان و چال حصار و از همان وقت اين دو محل به اين دو اسم موسوم شد . » « 1 » و به اين ترتيب تهران داراى برج و بارو شد . چال ميدان و چال حصار چنان كه مىبينيم بنا به گفتهء اعتماد السلطنه انتخاب نام چال ميدان و چال حصار براى دو محلهء قديمى تهران ، مربوط به خاكبردارى از اين براى ساختن برج و باروى شهر است ، امّا اين وجه تسميه چندان هم منطقى به نظر نمىرسد . باز اگر اين خاك چالها براى ساختن ديوار ارك سلطنتى به كار رفته بود ، شايد مىشد تا اندازه‌اى چنين فرضى را باور داشت ولى چال حصار و به ويژه چال ميدان فاصلهء زيادى از ارك دارند . نكتهء ديگر اينكه اگر اين خاكبردارى براى ساختن باروهاى شهر تهران بوده است ، چرا تنها از اين دو محل صورت گرفته كه فاصلهء زيادى با شمال و شمال غربى و شرقى و حتى جنوب بارو داشته‌اند و چرا از شمال تهران به ويژه از درون شهر و نه از بيرون آن خاكبردارى نشده است . حتى اگر فرض كنيم كه خاك خندقها هم براى اين كار كفايت نمىكرده ، باز درستى اين قول مسلم نخواهد بود . زيرا تنها خاك اين دو محل براى ساختن برج و بارو مناسب نبوده است تا مجبور شوند با صرف هزينه‌هاى سنگين خاك را از آنجا به دور باروى بلند شهر حمل كنند ، بلكه اكثر نقاط پهنهء تهران كه در كنار بارو قرار داشت - چنان كه امروز هم آشكار است - خاك خوبى دارد . بنابراين ، اين دو نام يا دست‌كم نام چال حصار ، نامى قديمى و متعلق به روزگارى است كه خانه‌هاى تهران در زيرزمين ساخته مىشد . دليل اين دعوى نيز توصيف سر ربرت كرپرتر « 2 » انگليسى است از خانه‌هاى زيرزمينى در زمان فتحعليشاه قاجار كه محل آنها با چال حصار فعلى و حوالى آن قابل انطباق است . « 3 » كرپرتر در اين باره مىگويد : « از دروازه قزوين پس از پيش رفتن دويست يا سيصد يا رد در شهر فضاى باز بزرگى نمايان مىشود و . . . در اطراف اين گودالها شكافهاى متعددى وجود دارد كه راه به خانه‌هاى زيرزمينى مىبرد كه بعضى از آنها اقامتگاه مردم فقير بىخانه‌اى مىباشد كه ملجأ و پناهگاهى جز آن ندارند . » « 4 »

--> ( 1 ) - مرآة البلدان ، اعتماد السلطنه ، ج 1 ، ص 828 ، چاپ دانشگاه تهران ، 4 جلد 1367 - 1368 . ( 2 ) - Robert Kerporter . ( 3 ) - با بهره‌گيرى از گفتار دكتر كريمان در كتاب تهران در گذشته و حال . ص 133 . ( 4 ) - همان كتاب ، به نقل از سفرنامهء كرپرتر به زبان انگليسى ، ج 1 ، ص 306 - 313 .