حسين شهيدى مازندرانى
19
سرگذشت تهران ( فارسى )
جواهر كلام - نويسندهء كتاب تاريخ تهران - و ديگر پژوهشگران تاريخ نيز يكى بودن بهزان و تهران را با دلايلى كموبيش مشابه آنچه گذشت رد كرده و نادرست دانستهاند . « 1 » تهران در متون دورهء اسلامى بارى مىدانيم كه نام تهران از سدهء سوم هجرى وجود داشته و دليل آن هم سخن سمعانى در الانساب و ياقوت حموى در المشترك است ، آنجا كه از احوال محمد بن حمّاد ابو عبد اللّه حافظ تهرانى رازى سخن به ميان آمده است . محمد بن حمّاد از رجال پرآوازهء سدهء سوم هجرى است كه در مصر و شام و عراق حديث مىگفته و در سال 261 يا 271 ( ه ق ) وفات يافته است . در مشترك ياقوت حموى نيز از دو تهران ياد شده است . يكى دهكدهاى در رى كه از منسوبان به آن ابو عبد اللّه محمد پسر حمّاد تهرانى - جهانگرد و از خداوندان تحقيق - است و ديگرى دهكدهاى در اصفهان است كه گروهى از محدثان از آن برخاستهاند . جالب آنكه به تهران اصفهان « تيران » هم گفته مىشده ، « 2 » چنان كه محمد مهدى بن محمد رضا اصفهانى در كتاب نصف جهان فى تعريف الاصفهان مىگويد : « . . . تيران را به تعريب طيران و طهران نيز مىخوانند . چنانچه تيران و آهنگران را هم طيران و طهران مىنويسند و همچنين است حالت طهران رى كه در كتب قديمه تيران به تاى منقوطه و به طاى مؤلف نيز نوشتهاند . . . » « 3 » اما كهنترين منبعى كه از تهران نام برده فارسنامهء ابن بلخى است كه بين سالهاى 500 تا 510 تأليف و در آن از انار تهران به نيكويى ياد شده است . « 4 » از اين پس ، ديگر نام تهران را در مشهورترين منابع مربوط به ذكر اخبار پهنهء رى مىبينيم . از جملهء اين منابع مىتوان به : انساب سمعانى ، سلجوقنامهء ظهير الدين نيشابورى ، راحة الصدور و آية السرور ، تاريخ آل سلجوق نوشتهء محمد بن على بن سليمان راوندى ، تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ، تاريخ رويان آملى ، معجم البلدان ياقوت حموى ، آثار البلاد زكريا قزوينى ،
--> ( 1 ) - تاريخ طهران ، عبد العزيز جواهر كلام . چاپ دوم ص 25 . انتشارات كتابخانه منوچهرى 1357 و نيز باغ مسكونى يا تهران در گذشتههاى دور . شهريار عدل . مركز پژوهشهاى علمى فرانسه . ص 13 در كتاب تهران پايتخت دويست ساله . 1375 ( 2 ) . برگزيدهء مشترك ياقوت ، ترجمهء محمد پروين گنابادى ، ص 129 ، ابن سينا ، 1347 . ( 3 ) . نصف جهان فى تعريف الاصفهان . تأليف محمد مهدى بن محمد رضا الاصفهانى . - تصحيح دكتر منوچهر ستوده . ص 314 - 315 . اميركبير چاپ دوم 1368 و نيز بنگريد به نزهة القلوب . حمدللّه مستوفى ، چاپ ليدن . ص 50 ( 4 ) - فارسنامه ابن البلخى ، گاى ليسترانج ، ص 134 چاپ ليدن 1921 .