حاجيه خانم علويه كرمانى

22

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى

سامره ابدا آبادى نداشته . الان بيست سال است جناب ميرزا منزل كردند ، آبادى شده ، شهرى ، حصارى پيدا كرده . خانه‌ها ساخته‌اند ، ولى همه مثل كاروان‌سرا ، طورى زوّارنشين » . مسير سفر مسيرى كه نويسنده و همراهان ، از آن راه به حج رفته‌اند ، از جهتى متفاوت با ديگران است . آنان از بندرعباس سوار كشتى شده به بمبئى مىروند . اين اقدام كه قدرى ظاهرش نامعقول مىنمايد بدان سبب است كه از بندرعباس كشتىاى كه مستقيم به جده برود در كار نبوده و آنان به اجبار به بمبئى رفته‌اند تا همراه حجاج سنى و شيعه آن بلاد ، با كشتى عازم حج شوند . وى به هيچ‌وجه از راه دريايى كه طى كرده ، راضى نيست و در اين‌باره بارها ناراحتى خود را ابراز مىكند « الهى خداوند دين واجب را از گردن همهء دوستان ادا بكند ، ولى از راه ديگر كه اين راه بسيار بد راهى است . هم گرانى و هم راه بد » . در عين‌حال يادآور مىشود كه برخى از آنچه به غلط درباره كشتى رواج يافته نادرست است : « اين كه حاجىها مىگويند كشتىها شپش دارد ، بايست روى هم بخوابند ، همه دروغ است » . اما از طرف ديگر كثافت‌كارى داخل كشتى براى وى كه در جمع روى نظافت حساس است ، وى را آزار مىدهد ، لذا مىنويسد : « خداوند دين واجب را از گردن همهء دوستان ادا كند ، ولى از راه خشكى نه از كشتى ، كه هيچ‌چيز براى انسان باقى نمىگذارد ، نه نماز ، نه عبادت ، نه غذاى پاك . همه نجس اندر نجس . تا كسى نبيند نمىفهمد » . كشتى به بمبئى مىرسد و آنان ده روز متوالى در اين شهر مانده و به ديدن شهر و باغ‌وحش و باغ ملكه انگليس رفته ، ميهمان آشنايان هستند : « يك روز نهار هم مهمان والدهء آقاى اكبر شاه بوديم . يك شب هم مهمان ايران‌خانم دختر ابو الفتح ميرزا نوهء ظل السلطان قديم بوديم ، كه زن پسر على شاه بوده . شوهرش