خطايى ، على اكبر

34

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

باب چهارم در بيان لشكرها كه در آن شهرها مىباشند ، و ورزش كردن آن لشكرها كه در سپاهيگرى و تيمار اسبان ، و بر دوام در ملازمت امراى خود حاضر بودن و به مراتب تابع بودن ، و متصل [ 4 ب ] آن عسكرها را به كار داشتن و قواعد و قانون ايشان در حرب گفته شود . باب پنجم در بيان خزينه‌ها كه در آن شهرها نهاده‌اند از زر و نقره و گرمه‌دارو و عناب و فندق و [ گردكان ] تا به حد كاه و هيزم [ و ] در دخل و خرج او و هرچيزى كه از پادشاهى است ، احسن اقمشه بودن از اطلسهاى ملون و كرباس و نقده « 1 » و غيره ، و هر شش سال دورهء آن خزينه‌ها تمام شدن [ و كيفيت آن . ] باب ششم در بيان تخت و سلطنت و نشان و مهر [ و خط ] هاى او و سراى و ديوان او و ديوانخانه‌هاى ميران بيرون سراى و ديوانخانه‌هاى پادشاهى « 2 » درون سراى و خادمان « 3 » و دختر خانه‌ها كه با كمرهاى يشم « 4 » اختصار خط مىكنند در ديوانخانه‌هاى درون سراى . فصل « 5 » - و چند هزار بودن دختران و خادمان در سراى ، و ضبط كردن آن دختران ملك خطاى را از درون سراى و ضبط كردن خادمان ملك خطاى را از بيرون سراى ، و چند هزار بودن لشكرها كه درها را نگاه مىدارند و چند هزار پاسبان در دور سراى او ، و چند تو بودن سراى او و درهاى عجيب و در بندهاى غريب و كوس عدل و [ كيفيت آن ] . باب هفتم در بيان زندان او از براى زنان جدا و از براى مردان جدا ، و مهمات زندان بر همه امور ملكى پيش ايشان مقدم است . زيرا كه كار خون همه‌جا عظيم است و پيش ايشان عظيم‌تر . فصل - در بيان ميرانى كه در زندان مهمات مىپرسند و ديوانخانه‌ها و باغچه‌ها [ 5 ب ] و بستانها كه در زندان است . شهرى است نامش زندان ، و چون ملك ايشان دوازده قسم است زندان نيز دوازده فرقه است ، و جايهاى محبوسان « 6 » و در صندوقها آدم را حبس

--> ( 1 ) - ق : نقد ( 2 ) - س : امراى ( 3 ) - س : كه ( 4 ) - س : دختر خانه‌هااند ( 5 ) - س : ندارد ( 6 ) - س : از « شهرى است » تا اينجا ندارد