خطايى ، على اكبر

27

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

در مدح سلطان سليمان شاه « 1 » توى اى علم تو بر فوج فوائد سرور * توى اى حكم تو در موج شدايد لنگر نه در اقوال تو يك ذره خطا يافته عقل * نه در افعال تو يك ذره زلل « 2 » ديده بصر نيست از هيبت تو ظلم [ و ] ستم تهمت نه * نيست با نعمت تو آز و امل حرمت بر بر سر راه وجود تو فلك كرده مقام * در كمين‌گاه حسود تو اجل جسته مقر نصرت دين توى اى رايت فضلت منصور * عصمت حق توى اى آيت عدلت مظهر مملكت را نبود از تو قوىتر خسرو * مكرمت را نبود از تو سخىتر سرور [ 2 الف ] [ اى جهانبان ز تو شد چشم اهالى روشن * شه سليمان ز تو شد قسم افاضل اوفر ظل ايام خجل شكل ز تيغ تو چو زر * گشت اسلام ز عدل تو قوى دل چو هنر خفته از هيبت تو فتنه و شر خسته جگر * رفته از صولت تو ظلم و ستم بىتن و سر كيست جمشيد بر دولت تو يك بنده * كيست فغفور بر همت تو يك چاكر نوع احسان همه بر خاطر تو جسته گذر * جمع شاهان همه در خدمت تو بسته كمر بذل و بخشش ز تو يابد به سزا عقل و هنر * فضل و دانش ز تو يابد به عطار رو گهر ] « 3 » بعده « 4 » سبب جمع ساختن آن وقعه‌هاى « 5 » غريب اين بود كه هركس به درگاه خسرو اسلام پناه غازى الحق و الدين سلطان « 6 » سليم خان بن با يزيد خان از اطراف و جوانب عالم به تحفه‌هاى غريب مىآيند ، اين فقير كم‌بضاعت نيز از ملك چين و ماچين و خطا و ختن بيان رسوم غريب و آيين عجيب تحفه آورد . فرد پيش شاهان تحفه‌اى بايد نفيس * مرد بىتحفه نباشد جز خسيس صاحب گلشن در تمثيل جام‌جم گويد : « 7 »

--> ( 1 ) - ق : بيت ( 2 ) - ق : ذلل ( 3 ) - ق : شش بيت اخير را ندارد ( 4 ) - س : « بعده » ندارد ( 5 ) - س : واقعه‌هاى ( 6 ) - س : سلطان الحرمين اعنى سلطان ايران و توران ( 7 ) - س : اين عبارت را ندارد