خطايى ، على اكبر
475
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
آنها پىبرده ، به او گفتم من يك بيت شعر كه به سرزمين چين اشارتى دارد مىخوانم . اگر توانستى آن را معنى كنى مىتوانم بگويم كه تمام شعرها را درست ترجمه كردهاى و آن اين بيت است : شبى اگر سفر چين زلف خواهى رفت * ز راه بندر سورت برو كه مهتاب است طبعا نتوانست . زيرا كليد فهم معناى شعر در كلمهء سورت نهفته است كه نام بندر معروفى بوده است در هندوستان و ايرانيان از راه دريائى آنجا به چين مىرفتهاند . ضمنا شاعر با كلمهء « سورت » بازى كرده و مرادش كلمهء « صورت » به معناى چهره بوده است كه تناسبى زيبا با زلف در مصراع اول دارد . دخمهء پادشاهان اين دخمهء عجيب و باشكوه در دل تپهاى پنهان مانده ، و سالهاى درازى بوده است كه كسى از وجود آن خبر نداشته است . تا اينكه كارگرى به هنگام خاكبردارى به نشانهاى دست مىيابد و چون به كنجكاوى آنجا را مىكاود به در سنگى عظيم دخمه مىرسد . از آن هنگام حفريات محلى آغاز مىشود و تا سال 1958 مىكشد . دخمه را در سال 1584 ميلادى ساختهاند . چينيان كنونى محاسبه كردهاند كه نيروى شصت و پنج ميليون آدمى در مدت شش سال براى برپا ساختن اين مقبره مصرف شده است . اين مطلب را بر تابلويى نويسانيده و بر ديوار مقبره آويختهاند . ( يعنى روزى سى هزار نفر ) . بر همان تابلو نوشتهاند پيشينيان ملت چين هشت ميليون « ليان » نقرهء سفيد صرف اين مقبره كردهاند ، كه هر دروازه ليان مساوى است با يك « جين » و هر « جين » به اندازه نيم كيلوست . سلسلهء مينگ در عهدى چنين خرجى كرده است كه درآمد ساليانهء سرزمين چهار ميليون ليان بود . چينيان كنونى اين دخمهء شكوهمند و بسيار ديدنى را از گرد و غبار قرون پيراسته و آراستهاند و درش را بر روى چينى و غير چينى گشادهاند تا چينيان ببينند