خطايى ، على اكبر
472
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
هشتم هجرى به خط يك كاتب ختنى ديدم و آن كتابى به نام كافى در فقه است و رقم كاتب چنين ضبط شده : « . . . سعد اللّه بن محمد بن مشرف السبهسالار يعرف سعدى بن حميد منجم بن ايبمور ( كذا ) حاجب الختنى . . . سنة 719 . تم الكتاب و ربنا محمود * و له المكارم و العلى و الجود و على النبى الهاشمى تحية * ما احضَر ريحان و افرق عود * * * يا من رأى خطى و لم يرنى * سلام عليك عديد الرمل و الحجر اللّه يجمعنا فى دار جنة * و بالسلامة امصانا من السقر ديوار چين عمدهء قصدم آن است كه درين يادداشتها به مناسبات مربوط به روابط ايران چين بپردازم ولى چون ديوار چين براستى ديدنى است و يادش در افواه ايرانيان سارى شده و جاى جاى در كتب فارسى ذكرش آمده است كلمهاى چند دربارهء آن مىنويسم . مخصوصا ازين نظر كه ايرانيان در عصر ساسانى ديوارى استوار براى پيشگيرى هجوم هياطله و تركان ساخته بودند . يعنى كارى كرده بودند همانند چينيان . ديوار چين در قرن چهارم پيش از ميلاد ساخته شده و علتش آن بوده است كه قبيلهء مهاجمى به نام « شوننو » به شهرهاى چين هجوم مىآورده و زندگى و آسايش چينيان را مختل مىكردهاند . احتمال مىدهند كه شوننو « تاتارها » بودهاند . در آغاز ، ديوار يكسره و پيوسته نبود . قطعه قطعه ساخته شده بود . در قرن سوم قبل از ميلاد يعنى در دورهاى كه سلالههاى چين متحد شدند ديوارهاى تكهتكه را به هم پيوستند . طول ديوار در مجموع در حدود شش هزار كيلومتر است ( يعنى به اندازه شش برابر فاصله ميان تهران و كرمان ) و بلندى آن در اكثر مواضع هفت متر . عرضش به اندازهاى است كه ارابه روست . مصالح عمده و اصلى كه در ديوار به كار بردهاند قطعات سنگ تراشيده است و نيز آجرهاى بزرگ كه به رنگ سيمان است . تصور نخستين بيننده آنست كه