خطايى ، على اكبر

463

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

در داغ دل بسوز و ز مرهم اثر مجوى * با خويشتن بساز و ز همدم نشان مخواه * * * آمد كبوتر از در دولت ، چو باز رفت * مقصود خود نيافت نه استاد باز رفت داعى چو بر در آمد و اقبال درنيافت * بوسيد آستان و دعا گفت و باز رفت * * * دلا بار گران بر گردن دل * منه چندين كه چندانى نيرزد به سيم و زر مشو بسيار مايل * كه آن هم كندن جانى نيرزد طعام چرب و شيرين سلاطين * جواب تلخ دربانى نيرزد به كنج عافيت آزاد بنشين * كه ملك مصر زندانى نيرزد مرو دامن كشان جائى كه آنجا * دو صد دانا به نادانى نيرزد * * * بازى بودم پريده از عالم ناز * تا بو كه پرم ز شيب صيدى به فراز اينجا چو نيافتم كسى محرم راز * زان در كه درآمدم به در رفتم باز * * *