خطايى ، على اكبر
438
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
شاعر درين بيت با كلمات سفينه و دريا صنعتگرى در شعر را فراموش نكرده و بازى شاعرانه كرده است . لفظ سفينه در نام عدهاى از كتابهاى فارسى و عربى ديده مىشود مانند سفينة النجاة ( متعددا ) و « سفينهء سليمانى » شرح كه مسافرت يك ايرانى در عهد شاه سليمان صفوى به سيام . اما جنگ ( به ضم جيم ) چنان كه پيش ازين گفته شد كلمهاى است چينى و بمعنى كشتيهاى بادباندار است و اينكه مرحوم دهخدا در لغتنامه آن را لفظ هندى دانسته است غلط است . ممكن است به علت كثرت تداول اين لفظ در ميان شعرا و ادباى هند چنين تصورى بر او روى آورده است . اين كلمه در چينى امروزى Junga تلفظ مىشود و همانطور كه به زبان فارسى وارد شده است به زبانهاى اروپائى هم رفته و از جمله در انگليسى به صورت Junk و به معنى قايق و زورق مستعمل شده است . در صورتى كه در زبان فارسى معنى اصلى خود را كه نخستين بار ظاهرا در سفرنامهء ابن بطوطه ديده مىشود از دست گذارده است و جايگزين معناى مجازى خود و معادل « سفينه » و از مترادفات آن شده است ، يعنى دفترى كه در آن پراكندههايى از نظم و نثر گرد آورند . چنان كه اشاره شد ظاهرا قديميترين مورد استعمال آن در متون عربى و فارسى در سفرنامهء ابن بطوطه باشد كه به صورت « جنق » ضبط شده است . شرح مفصلى براى اين كلمه در لغتنامهء بسيار بهاى « هابسن جابسن » آمده و مؤلفان آن A . C . Burnell , H . Yule نشان دادهاند كه نخستين بار در سال 1331 م در متون زبان انگليسى استعمال شده است . براى تفضيل مطلب به « هابسن جابسن » مراجعه شود . به نقل از كاترمر نوشتهاند كه رشيد الدين فضل اللّه در جامع التواريخ قبل از هر مؤلفى « جنگ » را به جاى كشتى استعمال كرده . اشارات مسافر ايرانى چين كه در ادب و تاريخ گذشتهء خود تفحصى كرده باشد طبعا اطلاعاتى جسته گريخته از پيوندهاى تاريخى و فرهنگى ميان دو مملكت