خطايى ، على اكبر
مقدمه 50
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
خطى تركى براى او عكس گرفتهام . آنچه شيميز و گفت اطلاعى و مژدهاى بود . به راستى هاج و واج ماندم از وسيع بودن دامنهء تحقيقات در ژاپن . بلافاصله متوجه شدم كه قاعدة چنين متنى مىبايست مورد توجه ژاپنيها قرار گيرد . زيرا اكنون آنها در چينشناسى پابهپاى امريكا و شوروى پيش مىروند و به همراه مللى كه سابقهء دويست ساله در مطالعات چينشناسى دارند ( مانند فرانسه و انگليس ) به همهء زواياى اين رشته مىنگرند و به ژرفى اشراف همهجانبه پيدا كردهاند . بجز آن در خطاىنامه اطلاعات زيادى در خصوص اقوام مجاور چين مانند تبت و اويغور و مخصوصا قلماق مندرج است كه باز امروزه در تحقيقات تاريخى موردنظر خاص ژاپنيهاست . بايد دانست كه ژاپنيها دربارهء تبت و مغول و اويغور متخصصان درجهء اول شدهاند و انتشارات و تأليفات زياد دارند . به هرتقدير خود را به كيوتو رسانيدم و به مدد و علاقهمندى دوست ديرين مينوبو هوندا M . Honda استاد ايرانشناسى و متخصص تاريخ مغول با جوتن ادا ملاقات كردم و نزديك دو ساعت در باب متن خطاىنامه و دقائق و مخصوصا مشكلات آن باهم صحبت كرديم . معلوم شد آقاى ادا در سال 1969 ، مقالهاى به ژاپنى دربارهء خطاىنامه در مجلهء « شيرين » نشريهء انجمن تاريخ ژاپن به چاپ رسانيده كه ذكر آن در كتاب تركى محقق چينى هم نيامده است . محققان تركيه هم از آن بىخبر ماندهاند . هم به معرفى ادا عكس يكى از نسخههاى تركى خطاىنامه را كه متعلق به كتابخانهء ملى پاريس است ديدم و آن را در كار خود مفيد يافتم و به محبت مينوبو هوندا از آن عكس گرفتم . درين ضمن به توكيو بازگشتم و با كوئيچى هاندا K . Haneda محقق جوان و فاضل ژاپنى كه سابقا در رشتهء تاريخ دانشگاه تهران دانشجو بود ( فرزند دوست گراميم ا . هاندا استاد تاريخ آسياى مركزى در دانشگاه كيوتو ) تجديد ديدار شد . معلوم شد او هم كه علاقهمند به تحقيق در تاريخ روابط ايران و چين است چند سالى است با اين كتاب آشنا شده است و عكس نسخهاى را كه از آن شارل شفر فرانسوى بوده است در اختيار دارد و قصد كرده است ترجمهء ژاپنى آن را تهيه و منتشر كند . او نيز به شرحى