خطايى ، على اكبر
340
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
در غلاف كرده ، و هفت عدد محفّهء خرد 582 سرپوشيده در عقب 583 بر گردن گرفته و در درون محفهها دخترانى كه با پادشاه در شكار بودند 584 مىآوردند ، و يك محفّهء بزرگ 585 هفتاد كس برداشته مىبردند 586 و مقدار انداختن يك تغمار 587 از يمين و يسار از پادشاه دور 588 سواران صف زده ، هيچكس 589 يك قدم پيش و پس نمىنهاد ، و صفها چندانكه چشم كار مىكرد هر صفى از ديگرى بيست قدم دور تر تا در شهر صفزده مىرفتند ، و در ميان پادشاه [ بادهداجى ] و 590 مولانا قاضى و ليداجى و جانداجى ميرفت . قاضى پيش آمد و ايلچيان را گفت فرود آييد و چون پادشاه رسد سر نهيد . چنان كردند . پادشاه 591 فرمود كه سوار شويد . ايلچيان سوار شده همراه شدند . پادشاه گله آغاز كرده با شادى خواجه گفت تحفه و بيلاك و اسپ و جانور كه به هديه فرستند بايد كه بغايت خوب باشد تا موجب ازدياد محبت گردد . اسپى كه تو آورده بودى در شكار سوار شدم ، از غايت پيرى مرا انداخت و دست من درد مىكند و كبود شده بسيار طلى انداختهام تا اندكى درد تسكين يافته . 592 بعد از آن شانقارى طلبيده و يك كلنگ 593 پرانيد ، و شانقار گذاشته ، رسيد و سه لگد زده گرفت ، پادشاه فرود آمد و صندلى در زير پاى او نهاده 594 بر صندلى ديگر نشست ، و سلطان شاه را آن شانقار داد و شانقار ديگر به سلطان احمد داد و شادى خواجه را نداد و سوار شد 595 ، و نزديك شهر خلايق بسيار 596 بيرون آمده پادشاه را به زبان خطائى دعا مىگفتند و به تجمّل تمام به شهر درآمد ، و ايلچيان به وثاقها رفتند . و رابع ربيع الاخر 597 سجّين 598 آمده ايلچيان را برد 599 و گفت امروز پادشاه سنكشى 600 [ انعام ] مىدهد 601 . پادشاه نشست و شيرههاى سنكشى 602 پيش خود جمع فرمود و فرمود كه شيرهها بر يكطرف بردند و امراء را هم آنجا فرستاد ، چنان كه پادشاه مىديد . اوّل سلطان احمد را طلب كرد و شيرهء سكنشى داد 603 ، و خواجه غياث الدين و شادى خواجه را شيره نهادند ، و 604 كوكجه و ارغداق و اردوان و تاج الدين بخشى 605 را شير [ هها ] معيّن شد ، و تفصيل شيرهها بدين موجب است : شادى خواجه را ده بالش نقره و سى اطلس و هفتاد پارچه قلعى 606 و طرقو و لودسا و كپكى 607 و پنجهزار چاو ، خاتون او را چاو و بالش نقره نبود ، اما ثلث باقى قماشها 608 بود . و سلطان احمد و كوكجه و ارغداق را هريك 609 هشت بالش نقره و شانزده اطلس