خطايى ، على اكبر

330

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

برآيد ، و قرب 268 سيصد هزار آدمى بر درگاه 269 جمع گشته ، و دو 270 هزار مغنّى ايستاده و آواز بم و زير باهم 271 ساز كرده به زبان خطايى و اصول ، ايشان دعاى پادشاه مىگويند . و دو هزار 272 ديگر سلاح‌دار ناچخ و دورباش و زوبين و حربه و خشت پولاد و تبرزين و نيزه و شمشير و گرز در دست داشتند و بعضى بادبيزن خطايى و چتر گرفته ، و بر اطراف آن فضاخانه‌ها و صفه‌ها و ستونهاى معظم بر كنار صفه‌ها 273 و ديوارخانه‌ها مجموع 274 شبكه و فرش سنگ تراشيده 275 . القصه چون روشن شد آنها كه بر بالاى كوشك منتظر پادشاه بودند 276 كوركه و دهل و دمامه و صنج و نى و ناقوس فروكوفتند و آن سه دروازه را گشادند و خلايق درون دويدند ، و قاعده در ديدن پادشاه دويدن است . 277 چون ازين فضا به فضاى دوم رفتند و آن نيز بغايت وسيع و دلگشا 278 بود و در برابر كوشكى 279 از اوّل بعظمت‌تر 280 تختى آوردند مقدار چهار گز ، و گرد تخت مثلّث همچو خرگاهى 281 قسين 282 گرفته از اطلس زرد ، مجموع زرافشان خطائى كرده 283 و نقوش 284 خطائى سيمرغ و اژدر 285 نموده ، و بر بالاى تخت كرسى از زر نهاده 286 و از چپ 287 و راست خطاييان صف كشيده ايستاده 288 ، اوّل امراى تومان و هزاره و صده بغايت بسيار 289 ، هريك را در دست راست تخته‌اى مقدار يك گز شرع طول و در عرض يك چارك 290 و به غير آن در جائى ننگرند و در عقب ايشان فزون از حدّ و شمار 291 جيباپوشان و نيزه‌داران و بعضى شمشيرهاى برهنه در دست ، صفها راست ايستاده 292 . مجموع چنان خاموش كه گوئى يك متنفّس اينجا نيست . و پادشاه از حرم بيرون آمد و نردبانى از نقرهء پنج پايه بر تخت 293 نهادند و بر بالاى تخت صندلى از زر . پادشاه بر تخت برآمد و بر صندلى نشست . مردى 294 ميانه بالا ، محاسنى نه بزرگ و نه كوسه 295 . مقدار دويست سيصد موى از ميان محاسن چنان دراز 296 كه سه چهار حلقه در كنار پادشاه 297 زده بود ، و از چپ و راست تخت دو دختر ماهروى مويهاى خود 298 بر ميان سر گره زده 299 ، گردن و عارض گشاده ، و مرواريدهاى بزرگ 300 در گوش ، و كاغذ و قلم در دست ، منتظر كه پادشاه چه فرمايد . هرچه 301 بر زبان پادشاه گذرد قلمى كنند و چون در حرم رود نوشته به عرض رسانند . اگر حكمى تغيير 302 بايد كرد خط بيرون فرستند تا اهل ديوان بدان موجب عمل كنند . فى الجمله چون پادشاه بر تخت قرار گرفت و صفها از برابر روى پادشاه ايستاد 303