خطايى ، على اكبر

304

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

و آنجا خبر راه بديشان مىدادند . چند روز در آنجا توقف كردند . ايلچيان شيراز و اصفهان آنجا رسيدند . پهلوان جمال الدين از اصفهان ايلچى اميرزادهء اعظم اميرزاده رستم 247 ، و اميرحسن از شيراز ايلچى اميرزادهء اعظم ابراهيم سلطان بهادر ، و بيش از حد صفت ناايمنى راه كردند و ايشان گريخته بيراهه بر كوهها زده بودند و رسيده ، و بدين‌سبب در سكجو مدتى ديگر مقام كردند . تا منتصف محرم الحرام سنهء [ خمس و ] عشرين و ثمانمائه از سكجو كوچ كردند ، و چون به قراول رسيدند اهل قلعه گفتند كه قاعدهء اهل ختاى آن است كه همچنانكه در وقت آمدن اسماء مردم شما را 248 نبشته‌اند در وقت بيرون [ 412 ا ] رفتن نيز همان دفتر پيش آرند و احتياط كنند 249 و اگر نه پادشاه بر ما غضب كنند . فى الجمله نبشتند . و در جمعه نوزدهم 250 شعبان سنهء ثلث عشرين از قراول ختاى گذشته بدان ولايت در رفته بودند . و در جمعه پانزدهم محرم 251 سنهء خمس و عشرين و ثمانمائه از قراول ختاى بيرون آمدند و از ترس ياغيگرى راه چول اختيار كردند . و در ثامن 252 ربيع الاول از چول گذشته به سبب آنكه از ختن متوهم بودند چند روز در آن صحارى بودند . تا در دهم 253 جمادى الاولى سنة المذكور به ختن رسيدند ، و از آنجا كوچ كرده در سادس رجب به كاشغر فرود آمدند . و در حادى عشرين رجب از عقبهء اندكان 254 گذشتند ، و از آن منزل بعضى به راه سمرقند رفتند 255 و بعضى ( 256 ) به راه قراتگين ( 257 ) و بدخشان . در بيست و يكم شعبان به حصار ( 258 ) شادمان رسيدند . در غرهء رمضان المبارك به بلخ آمد [ ند ] . و از آنجا در عاشر رمضان المبارك سنهء خمس و عشرين و ثمانمائه به دار السلطنت هراة صانها اللّه تعالى عن الآفات و البليات فرود آمدند و به آستان‌بوسى حضرت سلطنت شعارى رسيدند ، بمنّه و كرمه .