خطايى ، على اكبر
281
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
تا بالا تعبيه كرده و سر آن ميل در زير بر سر كرسى آهن نهاده و يك سر ديگر بر سقف خانه كه آن كوشك در آنجا است محكم كرده چنان كه در آن سردابه به اندك حركتى اين كوشك بدين عظمت در چرخ مىآيد و مجموع درودگران و آهنگران و نقاشان عالم مىبايد كه تفرّج آن كنند و از آنجا تعليم صنعت گيرند . و ازين يامها مىگذشتند و شهرهايى كه مىرسيدند طويها 86 با ايلچيان و نوكران مىدادند ، چندانكه به خان بالق نزديكتر مىشدند تكلفات زياده مىشد ، و رختها و چهارپايان ايلچيان و نوكران كه بگذاشتند درين قمجو سپردند كه در وقت مراجعت باز تمام و كمال به ايشان سپردند و آنچه از براى پيشكش پادشاه آورده بودند از ايلچيان بستاندند 87 و خود غمخوارى آن مىكردند . همچنين هرروز به يامى و هر هفته به شهرى مىرسيدند تا در چهاردهم شوال 88 به آب قراموران رسيدند و آن آبى بزرگ بود قريب به جيحون ، به روى پلى بسته بودند به كشتى در غايت خوبى و محكمى . زنجيرى به عظمت [ 392 ب ] از آهن به ستبرى ران آدمى بود از آن طرف و ازين طرف تا ده گز بر خشكى گذشته و بر [ دو ] طرف 89 دو ميل آهن هريك به ستبرى ميانهء مردى در زمين محكم كرده ، و آن زنجيرها بر آن استوار كرده و به قلابهاى بزرگ كشتى را بدين 90 زنجيرها بسته ، بيست [ و ] سه كشتى بود . بر بالاى كشتيها تختهاى بزرگ انداخته بودند در غايت محكمى و هموارى ، چنان كه [ بى ] زحمت مجموع چهارپايان از بالاى بگذشتند ، و از آن طرف آب قراموران شهرى 91 معظم بود . ايلچيان را طوى كردند از همه طويها بزرگتر كه پيشتر كرده بودند . و درين شهر بتخانه [ اى ] بود بغايت بعظمت و تكلّف ، چنان كه از سرحد تا آنجا مثل آن عمارت نديده بودند . و سه خرابات بزرگ بود درين شهر [ و ] دختران صاحب جمال در وى . مىگفتند كه ازين دختران بعضى هنوز مهر بكارت دارند . و اصناف پيشهوران بسيار در غايت حذاقت درين شهر بودند . اگرچه مردم ختاى اكثر صاحب حسناند ، امّا اين 92 شهر را حسنآباد مىخواندند .