خطايى ، على اكبر

279

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

بودند لوفو [ و ] آنها كه عرابه مىكشيدند جبنو 66 و ايشان بسيار بودند از براى آنكه ريسمانها بر عرابه بسته‌اند و آن را همان پسران به دوش مىبرند . اگر بارندگى و اگر كوه پيش مىآيد كه آن پسران به دوش و قوت آن عرابه‌ها را از يام به يام مىرسانند و هر عرابه دوازده كس مىبرند ، پسرانى همه خوش شكل ، مرواريدهاى دروغى ختائى در گوش و مويها 67 بر ميان سر گره زده 68 ، اسپان كه مىآرند با زين [ و ] لجام و قمچى [ مىآرند ] و اين باقويان تا يام جلاو 69 مىدوند چنانچه درين بلاد پيكان به تعصّب 70 بدوند [ 390 ب ] . به هر يامى به قدر مرتبه كه تعيين شده گوسفند و قاز و مرغ و برنج و آرد و عسل و دراسو 71 و عرق و سير و پياز [ در ] سركه پرورده و انواع تره‌ها و بقول كه در سركه پرورده‌اند بيرون آن ما يحتاج كه در يامخانه‌ها مقرر كرده‌اند [ مىدهند و ] به هر شهر كه مىرسيدند ايلچيان را طوى مىكشيدند . و ديوانخانه را دسون 72 مىگويند . در دسون كه طوى مىدهند اول در پيش كور كه روى به طرف خان بالق كه تخت‌گاه پادشاه ايشان است تختى نهاده‌اند و پرده‌اى از آن پهلوى تخت آويخته و شخصى پهلوى تخت ايستاده نمدى 73 بزرگ پاك در پهلوى تخت انداخته‌اند . امراى بزرگ و ايلچيان را پهلوى آن نمد بداشتند و ساير مردم را در پس پشت ايشان صف مىايستند 74 . و آن شخص كه در پهلوى تخت ايستاده است به زبان ختاى ندا كرده سه بار . بعد از آن داجيان سه بار سر بر زمين نهادند و ايلچيان و ساير مردم را نيز تكليف كرده‌اند كه سر بر زمين نهند و صفها چنان راست ايستاده‌اند كه مسلمانان در نماز ايستند . بعد از آن‌كه اين سر نهادند از آنجا هركس به سر شيره‌ها كه از براى 75 ايشان نهاده‌اند رفتند . و درين روز كه دانك داجى [ 391 الف ] در قمجو جماعت ايلچيان را طوى مىداد دوازدهم رمضان المبارك بود . از ايلچيان درخواست كرد كه طوى پادشاه است و پادشاه شما را عزيز داشته ، اكنون شما چيزى بخوريد . شادى خواجه و اصحابى كه كلانتران ايلچيان بودند ايشان نيز درخواست كردند كه ما را اين تكليف مىكند كه در 76 دين ما روا نيست . دانك داجى ايشان