خطايى ، على اكبر

172

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

كه همهء آن ديوار ممالك از خاك است . و ديگر قاعدهء آن لشكر ديوكار آدم صورت چنان است كه در هر منزل كه روز [ فرود « 1 » آيند ] و « * » شب باشد [ و ] حصارى يا شهرى سازند و اگر هيچ كارى نباشد در آن منزل آن منزل را بىنشانه نگذارند مثل آنكه دور لشكر را خندق زنند « 2 » و اگر سنگلاخ بود ديوارى از سنگ بر گرد لشكرگاه درچينند و يا سنگ تود [ ه ] ها سازند كه نشانه ماند . بعد از قرنها هركس كه بيند داند كه لشكر خطاى آنجا رسيده و « 3 » منزل كرده بوده . و در واديهاى هولناك شهر ساختن و يا يك ماهه و دو ماهه راه را خندق بريدن و ديوار ساختن « 4 » لشكر خطاى را كار روزمره بود . [ و آنچه از طرف درياست دور او شش ماهه راه در هر منزل شهر و حصار متصل است و در همه لشكر و كشتيها و اسباب جنگ دريائى حاضر . تا اگر دشمنى از طرف دريا بيايد جواب او بگويند ] و چنان كه « 5 » مذكور شد لشكر خطاى هر قسمى از زمين قلماق كه بگيرد و گرفته « 6 » در سر دو سه سال آن قسم را در ضبط خود درآرد و به مرور باقى شهر و حصار و خندق او را كار كنند تا پانصد سال مسلمانى كه هزار سال خطاى بود كه در معمورى هر قسمى سعى كرده [ اند ] . و دوازده قسم ملك خطاى را بيان كرديم و [ سيزدهم موقوف است تا اختصار همه فهم شود ، زمين خطاى را همچنين گرفته و ] معمور كرده‌اند . درين زمان كار به جائى رسيده كه بر قلماق زمين را تنگ گردانيده‌اند و جهت جنگ قلماق با « 7 » خان خطاى ازين جهت بود ، و آن جنگ پيش ازين مذكور شد و خان خطاى شرط كرد صلح كرد كه بعد از اين قصد زمين قلماق نكند . زيرا

--> ( * ) - س‌ها : « روز و » ندارد . ( 1 ) - س 609 : فروز ( 2 ) - س‌ها : كنند ( 3 ) - س‌ها : « رسيده و » ندارد ( 4 ) - س‌ها : « و ديوار ساختن » ندارد ( 5 ) - س‌ها : همچنين ( 6 ) - س‌ها : « و گرفته » ندارد ( 7 ) - س‌ها : خطائيان و .