خطايى ، على اكبر

154

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

باب هژدهم « 1 » بلاتشبيه در « 2 » بيان كعبهء خطاى چهار هزار سال است كه ديرى ساخته‌اند . « 3 » مىگويند « 4 » در زمان شكمون « 5 » عليه السلام بوده « 6 » ، و مردمانى كه از براى طواف او مىروند در راه او انواع « 7 » رياضات غريب و چله‌هاى عجيب مىبرآرند . آخرين رياضت ايشان « 8 » آن است كه كوهى است در غايت بلندى ريگ انداز « 9 » و بر كمر او ميخى زده مثل ران آدمى از پولاد ، و آن‌كس كه رياضت او به نهايت « 10 » رسيده بود بر ميان او رسنى [ بر ] بندند و فرو گذارند « 11 » تا بر آن ميخ سوار شود و رسن از كمر بگشايد « 12 » و بر آن ميخ چسبيده « 13 » با صد ترس و لرز [ ه ] نشسته . اگر پائين نگاه مىكند چشم او « 14 » سياه [ مى ] شود ، و اگر بالا نگاه مىكند مثل هذا « 15 » . چهل [ روز و ] شب اگر در آنجا خواب نرود « 16 » و نترسد پرواز كردن آن‌كس را ميسر « 17 » شود و از آن ميخ بپرد و بر سر كوهى بنشيند و از كوه به كوه پرواز مىكند و هرجا

--> ( 1 ) - س 610 : اين باب در دنبالهء باب قبل آمده است و عنوان باب هجدهم مربوط است به « در بيان زر و نقره » كه در نسخهء « ق » باب نوزدهم است ، س 609 : عنوان « فصل » دارد ( 2 ) - س‌ها : ذكر ( 3 ) - س‌ها : ساخته ( 4 ) - س‌ها : « مىگويند » ندارد ( 5 ) - ق : شمعون ( 6 ) - 610 : « عليه السلام بوده » ندارد ( 7 ) - س‌ها : ندارد ( 8 ) - س‌ها : ندارد ( 9 ) - س‌ها : « ريگ انداز » ندارد ( 10 ) - س‌ها : بر كمال ( 11 ) - س‌ها : بگذارند ( 12 ) - س‌ها : و رسن باز كند ( 13 ) - س‌ها : چسفيده ( 14 ) - س‌ها : چشمش ( 15 ) - س‌ها : آن ( 16 ) - س 609 : خاب ( 17 ) - س‌ها : مسلم .