خطايى ، على اكبر
149
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
سگانند كه در كوههاى خطاى صحرائى و خانگى هستند « 1 » . تبتيان « 2 » از آن سگ و از آن سگان پيشكش مىآرند براى پادشاه خطاى . و در درگاه عالى سلطان روم از آن سگان هستند كه آن « 3 » را سگان « 4 » ساسانى گويند در روم ، ولى اصلا سگ تبت گويند . و آهوى مشك را آن سگان شكار كنند و پيشكش تبتيان « 5 » آن سگاناند ، و طلاى جبلى به خان خطاى . « 6 » فصل در بيان گروهى از هنديان « 7 » پيشكش ايشان پيل « 8 » بود و به صورت به عورتان مانند [ بودند ] و ما را نگذاشتند « 9 » كه آنها « 10 » را بدانيم كه زن يا مردند ، از براى آنكه نگهبانان « 11 » هستند . نگذارند اختلاط كردن . « 12 »
--> ( 1 ) - سها : « صحرائى و خانگى » ندارد ( 2 ) - سها : تبتان . ( 3 ) - سها : او ( 4 ) - سها : ندارد ( 4 ) - سها : آن را ( 5 ) - سها : تبتان ( 6 ) - سها : « به خان خطاى » ندارد ( 7 ) - سها : « گروهى از » ندارد ( 8 ) - سها : فيل ( 9 ) - سها : نگذاشتن ( 10 ) - سها : آن ( 11 ) - سها : نگاهبانان ( 12 ) - سها : « اختلاط كردن » ندارد .