خطايى ، على اكبر
144
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
و شير را ده برابر اسب تجمل است و علوفه ، و يوز و سياه گوش را نصف شير حرمت و علفه است ، و صد منزل همه ازين قبيل « 1 » است . و بخشش « 2 » كه از براى شير بدهند سى صندوق مال بدهند « 3 » و در هر صندوق هزار پر گاله قماش بود از اطلس و كمخا و پاى برگ و ركيب و آهن جامهء زين و چناق خطاى « 4 » و مقراض و كارد و حتى كه « 5 » سوزن ، يعنى از هر جنسى يك پر گاله از جملهء هزار پر گاله « 3 » در هر صندوقى . بر شير سى صندوق و بريوز و سياه گوش پانزده و بر اسب عشر شير ، [ و ] از آن آدميان هركس را هشت جامهوار اطلس با آستر قماش با آغوش بدهند « 6 » و سه جامهء اطلس « 3 » رنگارنگ بر روى هم پوشانند و « 7 » هر جامهء [ او ] دو كس را جامه شود [ و ] تائى كرباس كه پهناى كرباس يك قلاج « 8 » بود و موزه و غيره . اين جمله بخشش [ كه مذكور شد ماسواى بهاى پيشكشهاست ، و اين جمله بخشش و ] انعام خاقان چين از براى هريك مسلمان كه اللّه تعالى او را الان فى هذه الزمان ايمان عطا كرده [ و در دين ] به اسلام درآمده ، اگرچه آباى او چندين هزار سال است كه در طريق كفر سلطنت كردهاند . زيرا كه خطائيان اولاد قابيل « 9 » اند ، و اين پسر كين طاى خان كه اين زمان مسلمان شده است « 3 » حضرت سيد انبياء را در خواب ديده ، دل او را بيرون آورده و شسته و برو ايمان تلقين كرده و او مسلمان شده و چون بيدار شده در ديوار حجره [ ديده ] كه كلمهء شهادت نوشته شده به خط سبز ، و چون آن واقعه را بديد كلمهء شهادت را تازه كرد و همهء اهل سراى را اعلام كرد و بسيارى از خواص و عوام اهل سراى به تبعيت او مسلمان شدند و خط [ نوشت يعنى كاغذ « 10 » و ] بيرون سراى فرستاد و امرا و عوام خلق را از واقعهء خود خبر داد كه چه مىگوئيد ؟ « 11 » بعد از چندين هزار سال در ظلمات كفار مشرق بر دل من نور ايمان تافت و اين سعادت
--> ( 1 ) - س 610 : قبيله ( 2 ) - س 610 : بخشيك ، س 609 : بخشش ( 3 ) - سها : ندارد ( 4 ) - سها : « چناق خطاى » ندارد ( 5 ) - سها : « حتى كه » ندارد ( 5 ) - سها : ندارد ( 6 ) - سها : « با آغوش بدهند » ندارد ( 7 ) - سها : كه ( 8 ) - س 610 : قولاج ( 9 ) - نسخهها : قابل ( 10 ) - س 610 : كاغت ( 11 ) - س 609 : گويند