خطايى ، على اكبر
135
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
باب دوازدهم در بيان هنرهاى عجيب و ريگريزان « 1 » از جوين صورتى ريخته بودند « 2 » بر مثالى ميلى ، درون او مجوف و ديگر صد دانه زر مركب در يك هاون « 3 » مىكوبند . صد برگ غازه به يك بار شود . آن را غازهء زرين گويند و هيچ برهم نچسبد . « 4 » و آن هنر خاصهء خطاى بود و در ماسواى آن ملك « 5 » كس نشان ندهد و لطافت آن سرخى به مرتبهاى است كه مقدار پرذباب « 6 » يك كف دست را سرخ زراندود كند . [ بعده ] و ديگر به سنگ آسيا « 7 » قماش پردازند كه زبان قلم از [ شرح ] آن قاصرست . فصل [ [ بعده ] از جملهء علاجهاى غريب آنكه سينهء يكى را شكافتند . . . ] [ بعده ] از جملهء علاجهاى غريب آنكه سينهء يكى را شكافتند « 8 » و سختى دل او را بيرون كشيدند « 9 » و بشكافت و زرد آب آن را در كاسهاى كرد « 10 » و زخم او را دوخت و باز به جايش نهاد و زخم سينهء او را دوخته « 11 » . و ديگر همراهى داشتيم كه سالها به درد دل « 12 » مبتلا بود . چون به خطاى در
--> ( 1 ) - سها : « و ريگريزان » ندارد ( 2 ) - سها : ريختهاند ( 3 ) - ق : اوان ( 4 ) - س 610 : نچسفد ( 5 ) - سها : آنجا ( 6 ) - نسخهها : زباب ( 7 ) - سها : آسياب ( 8 ) - سها : شكافتن ( 9 ) - سها : كشيدن ( 10 ) - سها : گرفت ( 11 ) - سها : بدوخت ( 12 ) - سها : دل درد