خطايى ، على اكبر

130

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

و كسانى كه زر به آنجا تلف مىكنند بازرگانانند و اهل حرفت . و در هرشهرى چندين عرابه « 1 » هاست از پادشاهى . گرد بازار و محله مىگردند و مرد [ ه ] هاى كسانى كه زر به خراباتيان « 2 » تلف كرده‌اند و از گرسنگى مرده مىبرند و به دريا مىاندازند و هيچ‌كس رحم برايشان نكند و از گرسنگى بميرند و چندى هستند « 3 » كه در سر و بر و چشمشان « 4 » شپش افتاده . و بعضى از ترس جان ، هردو كس به هم جمع شده‌اند و برهم مشت‌زنى مىكنند و دكان به دكان گدائى مىكنند و مشت « 5 » بىدريغ بر سر و روى يكديگر مىزنند به مرتبه‌اى كه سرهاشان شكسته و سر و روى ورم كرده ، و با آن راضىاند كه در هر دكانى يك درم طعام بدهند تا نميرند . و با وجود آنكه ارزانى به مرتبه‌اى است كه يك درهم « 6 » نقره را هفتاد پول « 7 » مىدهند و يك پول را يك كاسه آش مىدهند ، و با وجود آن ارزانى « 8 » چندان از آنها كه زر در خرابات ضايع كرده‌اند از گرسنگى بسيارى مرده‌اند و مىميرند و كسى چيزى نمىدهد . و آنان كه مشت زنند در آن دكان كه چيزى ندهند بگذرند « 9 » و برهم مىزنند چندان‌كه صاحب دكان بترسد مقدارى طعام بدهد . زيرا كه اگر ندهد از آنها يكى كشته شود و بر صاحب دكان غلبه بيابد ، و در بعضى دكانها مقدار نخودى طعام بدهند راضى شوند . و بعضى از آن طايفه تنها باشند . از گرسنگى بىطاقت شده و [ يك ] دست خود را در گل و گندگى آلوده كند و با هركس برسد كه جامه‌هاى پاك دارد « 10 » ازو چيزى طلبد . آن‌كس ترسد و « 11 » چيزكى بدهد ، مثل يك فندق ، يك بادام و اگر يك دانهء

--> ( 1 ) - س‌ها : ارابه ( 2 ) - س‌ها : خرابات ( 3 ) - س‌ها : چندان‌اند ( 4 ) - س‌ها : سر و به دو چشم ايشان ( 5 ) - س‌ها از « زنى مىكنند » تا اينجا را ندارد ( 6 ) - س‌ها : درم ( در همه موارد ) ( 7 ) - س‌ها : پل ( 8 ) - س‌ها : ارزان ( 9 ) - س‌ها : نگذرند ( 10 ) - س‌ها : ندارد ( 11 ) - س‌ها : آن‌كس از ترس جامها چيزكى بدهد .