خطايى ، على اكبر

128

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

ايشان نيز ترك جماع دادن بكنند و همگنان را الوداع بكنند و با صد ترس و لرزان [ آن ] بت‌رويان خراباتى بيايند گروه گروه [ و ] جاى و مقام خود ديرها [ را سازند ] تا زمانى كه باران ببارد . و طريق استسقا كردن ايشان آن است [ كه ] گروه گروه بنشينند [ و ] جمله در سازندگى و خوانندگى آيند . و گروهى برخيزند و به مقام سازها اصول نمايند ، و رقص مىكنند در دوازده مقام و بازيها و لعبهاى عجيب و غريب مىنمايند ، و آن گروه به‌در آيند [ و ] گروهى ديگر درآيند و در پيش [ بت ] رقص مىكنند و بازى مىكنند و سر مىزنند و زارى مىكنند . [ و ] چون آن گروه به‌در آيند گروهى ديگر درآيند ، همچنان تا ديرگاه از ترس جان ، نه خفتن و نه خوردن و نه آسودن ! شب و روز در زاريهاى جانسوز و [ ناله‌هاى ] دل‌افروز . مثنوى « 1 » ما ز آدم درد دل مىخواستيم * تا جهانى را به دو آراستيم و چندانى از آن نوع زاريها بكنند كه اجابت شود و باران ببارد « 2 » ، و حكمت [ شناسان ] خطاى فرموده‌اند كه اجابت استسقا به نالهء جانسوز مىشود و آن خراباتيان را پيدا كرده‌اند و به قتل ايشان را ترسانيده‌اند . و چون زارى ايشان از سر ترس و سوز بود به نادانى ايشان حضرت او نظر نكند و قبول كند و باران بدهد به مرتبه‌اى كه ديده شد كوهها وارى سيل آمد و بسيارى از شهرهاى معظم را خراب كرد . كريمى كه « 3 » از حضرت او هيچ‌كس نوميد نشد .

--> ( 1 ) - س‌ها : فرد ( 2 ) - س‌ها : « و باران ببارد » ندارد ( 3 ) - س‌ها : « كريمى كه » ندارد