خطايى ، على اكبر
مقدمه 18
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
سلسلهء Yuan است ( ص 218 جلد اول ) . - قسمتى از كتاب اقليدس به گمان Yen Tun - Chieh براساس شرح خواجه نصير الدين به چينى ترجمه شده است ( ص 105 جلد سوم ) . - كلمهء Nao Sha كه در چينى بر نوشادر اطلاق مىشود قطعا از زبان سغدى يا فارسى به چينى رسيده است ( ص 555 جلد سوم ) . گفتيم در كتب شعر فارسى از صورتگرى چين مكرر ياد شده است . شدت اين تأثير را بايد در بعضى از مجالس نقاشى كتابها و نقوش ديوارى جستجو كرد . اصطلاح « خطائى » كه يكى از هفت اصل نقاشى ايرانى شمرده شده است و در مآخذ قرن دهم مكررا ذكر آن مىآيد اشاره به آن نوعى است كه طبعا از نقاشى چينى متأثر شده بود . در چين هم نقاشيهاى ديوارى از صورت ايرانيان در ساختمانهايى كه راه آمد و شد كاروانهاى ايرانى بود به دست و قلم چينيان در عصر ساسانى كشيده شده است . يك نمونهء آن براى آنكه خوانندگان علاقهمند در اختيار داشته باشند در اينجا چاپ مىشود . كاغذ خطائى نيز از مصنوعات و منسوبات چين است و در ايران مشهور بوده است . لفظ « چينى » كه اكنون بر نوعى از جنس ظروف گفته مىشود ناشى از آن است كه اين نوع ظرف را در آغاز از چين مىآوردهاند و طبعا بدين نام شناخته شده است . در يك جنگ مورخ به سال 1085 نام دهگونه ظروف چينى رايج در آن زمان از جمله خطائى ، قاشقرى ، غورى ضبط شده است . 13 در كتيبهاى از قرن هفتم كه در حرم حضرت معصومهء قم از سال 602 هجرى نصب است لفظ « الصينية » ضمن عبارتى عربى به جاى « كاشى » استعمال شده است . 14 احتمال قوى مىرود كه لفظ « سينى » ( نوعى ظرف بزرگ براى حمل ظروف كوچكتر ) همان « چينى » باشد ، به ملاحظهء آنكه « چينى » در تعريب به صورت « صينى » درمىآيد و ايرانيان در نوشتن ، در اين مورد خاص صاد را به سين بدل كردهاند . 15 از عبارت قاضى احمد قمى در خلاصة التواريخ ( چينىهاى پر از فواكه ) برمىآيد كه اين اصطلاح لفظى عام بوده است . 16 اين مصراع نجيب كاشانى راه به جائى ديگر مىبرد : « دست در هر كاسه همچون صورت چينى مكن » ، يا اين بيت كه نام سرايندهاش را