خطايى ، على اكبر

112

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

بزار بهار و نگارستان چين « 1 » مىنمود . و آن‌طوى « 2 » و شيلان از براى امراى خودش « 3 » در سالى يك بار بود . كنز الحقايق « 4 » بهشت اندر مثل چون مطبخىدان * كه باشد اندرو مرغان بريان بهشت پرطعام از بهر عام است * تو عامى ميل تو سوى طعام است به دنيا خوردن و در « 5 » آخرت هم * جوى خوردن نخواهى عمر يك دم بهشت صورت ارچه دلپذيرست * به نسبت با حقيقت ز مهريرست بهشت خاص نه « 6 » ذوق طعام است * كه ذوق جان به حق مالا كلام است به صورت چون تنت خورد اين جهان را * به‌دست آور به معنى ذوق جان را مشو شاد از بهشت و نعمت او * مترس از دوزخ و از « 7 » نكبت او چو صديقان ز هردو كون آزاد * بجز در بندگى حق مشو شاد و از براى ايلچيان هربار كه به ديوان بيايند به مطبخ پادشاهى درآرند و بر سر خوانها و شيره‌ها بنشانند ، و در آن مطبخ آشچيان مسلمان جدا و از آن كافر جدا . و در دربند سيوم سراى در يك جانب ديوانگاه پسر خاقان چين است . در سالى سه بار بعد از اداى ديوان خاقان به ديوانگاه پسر او حاضر شود . [ جملهء آن خلق كه به ديوان پدر او حاضر بوده باشند ] در پيش آن پسر صف صف بايستند و آن پسر خورشيد طلعت ماه سيما كه پدر او وفات كرده و اين زمان او پادشاه شده و او سيد انبيا را در خواب ديده و ايمان آورده و چون بيدار شده كلمهء شهادت را ديده كه در ديوار حجرهء او به خط سبز نوشته شده - يوشعبان مىگويند . در ميان مسلمانان خانبالغ مرد عالم است . او را به سراى درآورده .

--> ( 1 ) - س‌ها : « و نگارستان چين » ندارد ( 2 ) - س‌ها : توى ( 3 ) - س‌ها : خدش ( 4 ) - ق 610 : در صفت بهار ( 5 ) - س‌ها : خوردن و وز ( 6 ) - س‌ها : نى ( 7 ) - س‌ها : وز