خطايى ، على اكبر

103

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

صد گزى به اشكنجه‌ها كشيده ، بيم آن است كه استخوانهاى سينهء ايشان بشكند و ايشان در فريادند . « 1 » و گروهى را در بند و زنجير كرده و در صندوقها كرده‌اند ، و كفى بالله شهيدا . غرض مبالغه نيست بيان واقع است ، و آنها را كه در صندوق مىكنند كشند [ ه ] هاى پدر و مادرند و آن صندوقها مثلثه بود ، يعنى سه برجه در غايت تنگى و پستى ، و بلندى او به مقدار يك بدست « 2 » بود . سبحان اللّه ! چگونه گنجيده بود آن شخصى كه سر صندوق را وا « 3 » كردند ! يك كس ديديم كه در درون صندوق با وجود بند و زنجير اعضاى او را خورده و در آن صندوق تنگ و پست به زور گنجيده و همه اعضاى او با بلندى سر او برابر شده و در صندوق چسبيده « 4 » . گويا اعضاى او همچون گوشت شده بود كه در آنجا گنجيده بود . چون سر صندوق را وا « 3 » كردند آن شخص با آن بند و زنجير از آن صندوق برخاست ، بطورى كه هيبت [ او ] در ما اثر كرد . و ما [ را ] در بندها و زنجيرها درآوردند ، تا پنج روز [ بعده ] حكم از سراى خاقان برآمد كه مايان را بند و زنجير بردارند و خالى رها كنند . زيرا كه ايشان اين نوع عقوبتها نديده‌اند گفته و طاقت آن ندارند . در حال مايان را خالى در زندان رها كردند . و گروه گروه در زندان خلق بىحساب بودند كه خالى رها كرده بودند ، درخورد گناه ايشان . [ فصل ] [ پنجرهء در مثالى بود به سوى زندان . . . ] پنجرهء در مثالى بود به سوى زندان . زنان عورات مىنمودند . از يكى دربانى پرسيديم كه چه مقدار زن محبوس‌اند . گفت پانزده هزار زن در زندان شين‌بو است . و بيست و شش روز - دور از روى حاضران - در آن زندان مانديم . و در آن مدت هرچند روز از زندان به‌در مىآوردند و به طرفى از اطراف شهر خانبالغ از براى تفتيش

--> ( 1 ) - س‌ها : فرياد ( 2 ) - ق ، س‌ها : بدسك ( 3 ) - س‌ها : باز ( 4 ) - س‌ها : چسفيده