خطايى ، على اكبر

99

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

زندان نشسته‌اند و آن ميران دربان زندانند . چون پيش آن ميران برسند نامهاى گناهكاران « 1 » را بنويسند و سبب گرفتارى ايشان را بنويسند و تاريخ گرفتارى ايشان را بنويسند . و مملكت غير خطاى [ را ] ندانند . بپرسند كه از كدام قسم مملكت خطاى آمديد و نام آن قسم را بنويسند و تاريخ عمر هريك بنويسند . آنها كه سال خود ندانند دهان ايشان را وا « 2 » كنند مثل ساير حيوانات و از دندان آدم سال آدم را حكم كنند . و بر روى هريك مهرى از مركب بنهند و به زندان درآورند . و چون ملك خطاى دوازده قسم است زندان نيز دوازده قسم است و هر گروهى « 3 » كه بيارند به نام آن قسم مملكت طبقه‌اى متعين است [ يعنى حصارى جدا جدا ] و گروه آن قسم را بر آن طبقه ببرند . و اگر يكى گناه كند مثلا جنگ كرد بسبب يك جنگ‌كننده ده پانزده « 4 » كس را از قوم و قبيلهء او گردن بسته به زندان مىبرند . اگر زن و اگر مرد باشد كه جمله را به زندان مىبرند . و هر گروه را از كدام ديوانخانه كه گاه بر گردن ايشان لازم ساخته در قيدوبند مىآرند . باز وقت نجات ايشان به همان جاى مىبرند و رها مىكنند و گروه گروه درمىآرند و گروه گروه مىبرآرند . و در همهء ممالك « 5 » خطاى هيچ ميرى ياسو باشى را زهره نباشد كه يك آقچه از هيچ گناهكارى بگيرد ماسواى پادشاهى . و جريمه‌اى كه از براى پادشاهى بگيرند در خورد گناه آن‌كس ، و قبيلهء او را نيز جرم بكنند و چند مد برنج سفيد او بدهد و قبيلهء او چند مد « 6 » گندم و ارزن بدهند . در تمام ملك خطاى جريمه به همين طريق است . زر گرفتن رسم نيست . چون به زندان درآرند بپرسند كه از كدام قسم خطاى آمده‌ايد . چون جواب بگويند كه از فلان قسم اشارت كنند به طبقهء آن قسم . از براى آنكه خطاييان را

--> ( 1 ) - س‌ها : گنهكاران ( 2 ) - س‌ها : باز ( 3 ) - س‌ها : گروه ( 4 ) - س‌ها : پونزده ( 5 ) - س‌ها : مملكت ( 6 ) - س‌ها : مت