خطايى ، على اكبر

74

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

رونده « 1 » مىدهند ، و به لشكريان مىدهند . اگر يكى تمام شود ديگرى به جاى او مىنهند . برنج و گندم و جو نيز در هر شهر مثل او « 2 » در انبارهاى پادشاهى است . در ماهى يك بار با بازرگانان كه به صفت ايلچى « 3 » آمده باشند هرروزه ايشان را بدهند تا سه سال از برنج و آرد و گندم و گوشت و عرقى و هيزم « 4 » و عناب و فندق و گردكان و گرمه‌دارو ، و هم لشكريان را نيز بدهند و هر شش سال « 5 » دورهء آن خزينه‌ها تمام شود . [ و از زر و نقره و اطلسهاى ملون و غيره ] هرجنس « 6 » كه از پادشاهى برآيد احسن و افضل اقمشه بود . و هيچ شهرى و حصارى نبود كه در آن [ ازين ] مخزنها نبود ، و لا ينقطع در دخل و خرج اينها مشغولند [ و ] مضبوط . و دخل آن خزينه‌ها جريمهء گناهكاران « 7 » است زيرا كه زر نگيرند اصلا و چندان هزار انبار در ملك چين از جريمه است .

--> ( 1 ) - س‌ها 609 ، آيند و روند . ( 2 ) - س‌ها : هذا ( 3 ) - س‌ها : به صورت ( 4 ) - س‌ها : « و هيزم » ندارد ( 5 ) - س‌ها : ساله ( 6 ) - س‌ها : چيز ( 7 ) - س‌ها : گنه‌كاران