خطايى ، على اكبر
60
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
باب چهارم در بيان لشكرها كه در آن شهرها گذاشتهاند مكمل به همه اسباب حرب مثل طوپ و تفنگ « 1 » و غيره ، مسلح و غرق آهن ، و علوفهء هريكى « 2 » ماهى يك تغار « 3 » برنج سفيد كرده « 4 » و يك تغار « 3 » گندم و بيست درهم « 5 » نقره مرسوم بدهند ، و اسبان را در روى بازار و محله در نظر مردم نمايان ، چندين هزار اسب را در طويلهء [ لشكريان ] كشيده « 6 » ، سالى دوازده ماه و هرروز دوبار كاه و جو از پادشاهى بدهند ، و اگر يكى را اسب تلف شود صد چوب بزنند و از پادشاهى اسب بدهند . فصل در « 7 » بيان ورزش ايشان در سپاهيگرى و چندين هزار لشكر كه در تمام ملك خطاى است ما سواى خانبالغ هر سحر « 8 » به جملگى [ امرا و لشكرى ] سوار شوند به تمام سلاح حرب
--> ( 1 ) - سها : تفك ( 2 ) - سها : يك ( 3 ) - سها : مت ( - مد ) ( 4 ) - شايد : گرده ( 5 ) - سها : درم ( 6 ) - سها : بستهاند ( 7 ) - سها : و ( 8 ) - سها : همه