خطايى ، على اكبر

58

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

طبخ و خدمتكاران ، و هركس را ده تا بستر و بالين و لحاف و غيره [ و ] در روى تختى از اطلسهاى ملون برآراسته آن جامه خوابها نو بودن را - جهت آنكه بزردارى چهار پنج ساله تحميل كرده‌اند كه از اطلس و كمخا و غيره جامه خوابها حاضر دارد [ و خدمت بكند ] و با آينده و رونده آن منزل بدهد و به خدمت حاضر باشد « 1 » ، و چون مدت او بگذرد « 2 » جامه خوابهاى خود را بگيرد و به‌در رود و قرنها كسى را با او كارى نباشد [ ما ] سواى خراج چهل درهم نقره ، و ديگرى به جاى او بيايد به جامه خوابهاى نو به صد لطافت نوع اول و كفشهاى منقش در پيش پاى نهاده هم از اطلس [ و ] از براى روى ساق موزه پوشيدن از اطلس منقش دوخته ، و اسبى به زين و لگام « 3 » و كپنكهاى رنگارنگ [ و كله بارانيهاى رنگارنگ ] و دو خطائى پسرى كاكل پريشان در ركاب ، هر يكى دوان ، و صراحى فغفورى خود عرقى « 4 » بدهند ، و اين جمله در يام اسب بدهند . و گاه باشد كه صد كس يا دويست كس را اسب و ارابه [ و آدم ] اين جمله حاضر بدهند و هيچ غوغا در ميان نيايد . اما در يام ارابه ، ارابه بدهند - بر هركسى دو سه ارابه و درخورد بار ، و كس باشد كه زياده از ده ارابه بدهند . بارهاى اين مردم را بار كنند و ارابه‌چيان منزل به منزل مىبرند . و صد روز [ در ] درون خطاى تا خانبالغ « 5 » رفتيم . هرروز با اين تجمل آراسته . همه شهر و حصار آراسته بود از همه چيز و در هيچ منزلى عاجز نشديم از براى آنكه همه شهر و حصار از همه چيز پر بود ، و هم در رفتن بدين ترتيب و هم درآمدن . و درين صد منزل جمله « 6 » پيوسته [ شهر ] بود كه يك [ روز ] منزل در صحرا واقع نشد ، و در همه منزلها اين اشياى مذكوره حاضر [ و مهيا ] بود « 7 » و بعضى در خانبالغ زياده مىشود امثال قاز و عرق و عناب و فندق و گردكان و چاى بدهند . و درين يامهاى اسب و ارابه [ و ] از براى خدمت امرا و مطلقا در خدمت زوايد

--> ( 1 ) - س‌ها : از « و با آينده » تا اينجا ندارد ( 2 ) - س‌ها : به‌سر آيد ( 3 ) - ق : نظام ( 4 ) - ق : عرق ( 5 ) - س‌ها : تا خانبالغ ( 6 ) - س‌ها : « جمله » ندارد ( 7 ) - س‌ها 610 : دارند