خطايى ، على اكبر

48

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

فهم مىشود كه مسلمان خفى است و از ترس زوال مملكت نتواند ظاهر كردن ، زيرا كه ملك او را به رسوم [ و ] قانون كافرى ضبط كرده‌اند . و پدر اين پادشاه چين ، خوا « 1 » به نام اين زمان كين طاى خان او مسلمانان را بغايت دوست داشتى و هفت مير مسلمان از زمان سابق تا اين زمان صاحب منصب بوده‌اند و مىباشند و ديوانخانه‌هاى آن ميران مسلمان را بر ساير امراى خطاى مقدم ساخته ، و جماعتى از خادمان مسلمان مأمورند بدان‌كه پيش او در همه ايام پنج وقت بانگ نماز بگويند و جامه‌ها بطريق مسلمانان بپوشند و دستارها در سر ببندند و در نظر خاقان چين پنج وقت نماز را بر جماعت بگزارند و خاقان را اين چنين نمازگزاران بغايت خوش آيد و دين مسلمانان را به خطائى « كنگ زين » گويند يعنى دين پاكيزه خوانند و خطائيان را بلكه همه كفار مشرق را ميل تمام است به اسلام و به آن قانون كه خطاى را ضبط كرده‌اند . ايشان مىگويند اين طريق و دين شكمونى است . [ قصص ] [ شكمونى را مىگويند پيغمبر بوده است و . . . ] شكمونى را مىگويند پيغمبر بوده است و در آن حين كه از مادر زائيده هفت قدم راه رفت و در هر قدم او گلها شكفت و رياحين بردميد و با خلق در سخن آمد و به خداى دعوت كرد و خلق قصد كشتن او كردند و اشارت بر كوه كرد . كوه بشكافت و او در دل سنگ [ درآمد ] و كوه التيام يافت و سنگ بر طور « 2 » بلور طراوت « 3 » پيدا كرد و شكمونى پيغمبر عليه السلام در ميان سنگ مىنمود كه به عبادت مشغول بود و كافران پاس آن مىداشتند كه چون بيرون آيد بكشند و او بعد از مدتها برآمد به صورت شيرى و بر آن خلق حمله كرد و آن خلق ازو در رميدند و او از ميان ايشان به‌در رفت و مدتى ناپيدا بود و بعد از آن باز به ظهور آمد و خلق را دعوت كرد ، و ارو بسيارى خارق عادات منقول است ، و عاقبت آن خلق به دين او درآمدند

--> ( 1 ) - س‌ها : خوار ( 2 ) - س‌ها : تور ( 3 ) - س‌ها : تراوت