خطايى ، على اكبر
43
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
آن همه نقطههاى سياه عصيان از نامهء اعمال امت محو شدى ، و چون دست از دعا برگرفتى چندين هزار امت پريشان روزگار هم در ساعت نامهء اعمال خود را باز سياه كردندى « 1 » و خاقان در ايامهاى شريفش به آن صورتخانهء مذكور درآيد و سرى به طريق تعظيم فرود آرد و از براى تعظيم آن صورت به كيش خود ختم و دعوت فرمايد . [ شعر در ] نعت [ رسول ص « 2 » ] بعثت او سرنگونى بتان * امت او بهترين امتان بريده ناف پيدا شد ز پرده * ز مادر نيز آمد ختنه كرده چو آمد بر زمين آن صدر عالى * به طفلى در سجود افتاد حالى گفت يا رب امتم آزاد كن * جمله را در حشر تو دلشاد كن گفت بخشيدم تمام « 3 » امتت * بلكه جمله از كمال حرمتت مصطفى آمد يقين فخر جهان * تاجدار پادشاه جاودان فصل [ خاقان چين از سراى هر سال بيرون آمدن ] و در بيرون شهر خانبالغ خاقان چين مسجد [ ى ] ساخته خاصه از براى عبادت خود . در سالى يك بار محل قتل زندانيان بر آن برود . و در آن مسجد صورت نيست و در ديوار قبلهء آن مسجد آيتهاى كلام الله است و اسماى اعظم نوشتهاند به خط مسلمانان و به خط خطاى واضح كرده . چون قصد طواف آن مسجد بكند چند روز پيش از آن روزه بگيرد و روزه - دار برتخت روان بنشيند و چندين هزار لشكر پياده [ همه غرق آهن و مسلح و تيغها
--> ( 1 ) - س 609 : گرداند ( 2 ) - س 609 : عليه السلام ( 3 ) - سها : تمامى