رابى بنيامين تودولايى ( مترجم : مهوش ناطق )

9

سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى )

داده‌هاى اين يادداشت‌ها ، با دانسته‌هاى رسمى خواهد يافت . به گمانم اشارات تاريخى اين يادداشت‌ها ، در مقايسه با اسناد رسمى ، به صحت و امانت نزديك‌تر است و نكته‌هايى در آن جاى تأمل فراوان دارد . نخست رابى بنيامين ، كه نشان مىدهد به تجمع‌هاى دينى و مذهبى در شرق ميانه حساس است ، در گذر طولانى خود از ايران ، هيچ زردشتى معتقد به كتاب اوستا و هيچ آتشكده‌اى نمىيابد و اين خود سند تازه‌اى است كه نشان مىدهد هياهوى كنونى درباره اوستا و زردشت عمدتا به‌وسيله شرق‌شناسان و از قرن نوزدهم به بعد برپا شده است . ديگر اين كه به كثرت باورنكردنى تجمع يهود در ايران اشاره مىكند ، كه چندين برابر بين النهرين و اروپاست و از اين‌ها نيز مهم‌تر ، آن توصيفاتى است كه در صفحات 101 تا 107 از وسعت اعتبار و اقتدار يهوديان در دولت عباسى حكايت مىكند . اگر اسناد و اشارات اين كتاب را بر آن چه در بخش دوم كتاب « پلى بر گذشته » آورده‌ام ، بيافزاييد ؛ آن‌گاه بى هيچ ترديد ، بازنگرى فرهنگ و باورهاى كهن خود را ضرورى خواهيم يافت . و بالاخره نثر كتاب ، نثر كهنه‌ى 100 سال پيش است ، كه مترجم آلمانى سفرنامه برگزيده است . در آن تغييرى ندادم ، زيرا با موضوع كتاب سخت منطبق بود . تذكر اين نكته نيز از بابت سهولت تطبيق ضرورى است كه هر كجا در اين كتاب به نام « اورشليم » اشاره‌اى رفته ، منظور همان « بيت المقدس » كنونى است . ناصر پورپيرار