رابى بنيامين تودولايى ( مترجم : مهوش ناطق )
17
سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى )
اپشتاين و اثر « آشر » مطابقت دارد . به انواع ديگر اين سفرنامه در يادداشتهاى عبرى اشاره شده است . نسخه اى قديمتر از آثارى كه در بالا ذكر شد علىرغم جستو جوى زياد به دست من نرسيد ، اما دريافتم كه در ميان انبوه نقل قولهاى سدر - ها - دوروث « 1 » از هايل پرين « 2 » اغلب گزارشهاى بسيار خوبى را مىتوان يافت . به نظر من او احتمالا طبق چاپ ويرايششدهى « فرارا » « 3 » نقل قول كرده است . استفاده از اين نسخه كه مىتوانست به من كمك كند ، آسان نبود . از نظر من هيچ چيز مهمتر و مقدمتر از دست يافتن به يك متن صحيح نبود . اينك فقط مىتوانم بگويم آنچه در توانم بود انجام دادهام . 2 . تاريخ سفر رابى بنيامين دربارهى تاريخ سفر رابى بنيامين كه اغلب مورد بحث قرار گرفته ، براى اولين بار گرتز « 4 » ، تاريخشناس مشهور در جلد ششم كتاب تاريخ خود ( يادداشت فصل دهم ) با دلايل قاطع بحث مىكند « 5 » . اما آيا نتيجهاى كه او به دست آورد كاملا صحيح است ؟ اين را گذشت زمان دقيقتر روشن مىكند . رابى بنيامين از ويلهلم پادشاه سيسيل و شهر « بارى » صحبت مىكند كه ويلهلم دستور ويران كردن آن را داد و تذكر داده است كه در زمان او اين شهر
--> ( 1 ) . Seder - ha - Doroth . ( 2 ) . Heilperin . ( 3 ) . Ferrard . ( 4 ) . Graetz . ( 5 ) . رابى بنيامين در صفحه 10 سفرنامه از مدرسهى پزشكى در سالرمو نام مىبرد كه به گفتهى خود او مدت طولانى از تأسيس آن مىگذشت . اين مدرسه در سال 1150 ساخته شده بود . آيا رابى بنيامين آنطوركه لبرشت مىنويسد ، مىتواند سفر خود را در سال 1140 آغاز كرده باشد ؟ در اين مورد نيز استدلال گرتز صحيح است .