رابى بنيامين تودولايى ( مترجم : مهوش ناطق )
104
سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى )
كارهاى ديگر بيرون مىآيد سواران يهود و غير يهود در جلوى او مىتازند و فرياد مىزنند : كنار برويد ، راه را براى سرور ما ، پسر داوود باز كنيد . او خود سوار بر اسب با لباسى از ابريشم و كلاهى كه دستارى به دور آن بسته شده و زنجيرى روى آن نصب است كه از مهر خليفه محمد مىگذرد ، با اين هيات در مقابل خليفه ظاهر مىشود و دست او را مىبوسد . خليفه نيز در مقابل او بلند مىشود و به او اشاره مىكند روى صندلىاى بنشيند كه خليفه اختصاصا براى او ساخته است . تمام شاهزادگان مسلمان كه در خدمت خليفهاند بايد بايستند و فقط روحانى بزرگ اجازه دارد بنشيند و اين اجازه بنابر دستور خليفه محمد طبق پيمانى مكتوب بايد به اجرا درآيد : « اقتدار سلطنتى روحانى بزرگ از يهودا تا شيلو است و همهى ملتها از او اطاعت كنند و جانشينان خليفه نيز حق سرپيچى از اين پيمان را ندارند » « 1 » . تمام مناطق يهودىنشين در بابل ، ايران ، خراسان ، سبا ( يمن ) ، دياربكر ، بين النهرين ، گوتا در كوههاى آرارات ، آلان ، سرزمينى در ميان كوهها كه تنها راه ورود به آن يك دروازهى آهنى است ، اين دروازه به
--> ( 1 ) . تمام اين مطالب حيرتانگيز محل تأمل بسيار است .